پارت ۵۷۰

پارت ۵۷۰

عکس ازدواجمون رو قاب شده
روي
میز گذاشته بود..
متعجب و شوکه نگاش کردم.
این
ماست.. واقعا عكس عروسي
من تو لباس سفیدِ ساده و بلند عروسم و جیمز تو کت و شلوار
مشکی و پیرهن طوسیش در حالیکه یه دستش روي گردنم بود و
لباش روی پیشونیم
همون روز ازدواجمون توی کلیسا...

لرزون دستم رو به شکمم گرفتم و با ترس مادرانه‌ای برای پسرکم گفتم:
«باشه... باشه. هرجور که تو بخوای... باشه.»

و دستاشو پس زدم و با نفس سنگینی دستمو به گردنم گرفتم که خیلی به‌هوایی و غیرمنتظره باز هولم داد و گفت:
«من اجازه نمیدم جیمیم۵ مال توی هرزه بشه. می‌فهمی؟»

پام رو لب جدول قرار گرفت.
به زور سعی کردم تعادالمو حفظ کنم ولی نتونستم و افتادم پایین... پام کج شده بود.

«آخ...»

به زور و پر‌درد خودمو صاف کردم و قدمی عقب رفتم که یه دفعه ماشینش با سرعت خورد بهم.

با تقی کشیدم و قلبم توی یه لحظه ایستاد و با درد خیلی خیلی شدیدی روی زمین افتادم.
از شدت درد حتی نمی‌تونستم خوب نفس بکشم...
تمام بدنم تیر می‌کشید.

صورتمو با درد تو هم کشیدم و به زور دستمو به شکمم گرفتم.
درد خیلی بدی توی وجودم پیچیده بود...
دردمنده و با وحشت ناله کردم.

حس می‌کردم ضربه برای من خیلی مهلک نبود اما...
من که تنها نبودم.

اشکم بی‌صدا سر خورد.
سلنا رو تار می‌دیدم که ترسیده با نگاه مشوش و لرزونی عقب رفت.
از اون‌ور خیابون صدای داد و وحشت‌زده و نگران افسون رو شنیدم که زنگ زد:
«آلا!»
دیدگاه ها (۹)

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

ادامه پارت ۴معجون رو باز کردم و سر کشیدم. طعمش تلخ بود، ولی ...

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 175♡⁠。⁠)⁩اول به...

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

برده عمارت جئون

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

«نفرت و عشق».📖 فصل اول – پارت دوم🚬 [از زبان پریسا]محکم دستمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط