تقدیم به عاشقان اباالفضل العباس(ع)

تقدیم به عاشقان اباالفضل العباس(ع)
::داداش حسین::
::آمدم آب به خیمه برسانم که نشد::
::چقدر غصه و غم خوردم از این غم که نشد::

::تیرِنامرد اگر یاور مشکم می شد::
::می شد این آب شود چشمه ی زمزم که نشد::

::حیف شد چیز زیادی به حرم راه نبود::
::سعی کردم بدنم را بکشانم که نشد::

::تا دو دستم به بدن بود علم بر پا بود::
::خواستم حفظ شود بیرق و پرچم که نشد::

::سعی کردم که نیفتم ز روی اسب ولی::
::ضربه آنقدر شتابان زد و محکم که نشد::

::گفتم این لحظه ی آخر که در آغوش تو ام::
::لا اقل روی تو را سیر ببینم که نشد::

::هر دو دست و سر و چشمم به فدای سرِ تو::
::هر چه آمد به سرم نصف شما هم که نشد::

::بگو از من به رقیه که حلالم بکند::
::آمدم آب به خیمه برسانم که نشد::
#الـلـهـمـ-عـجـلـ-لـولـیـکـ-الفرج
.

دیدگاه ها (۷)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

P⁵

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_93وارد اتاق که شدیم درو قفل ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixویوی جونگ کوک :اصلا نمی‌دونست...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

پارت هشتم باد توی خیابون های سئول به رقص دراومده بود.من فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط