داستان از اونجایی شروع شد که احساس کردم تفاوت زیادی با اط

داستان از اونجایی شروع شد که احساس کردم تفاوت زیادی با اطرافیانم دارم منظورم برتری نیست صرفاً تفاوت.
نمیدونم خوبه یا بد اما مطمئنم وجود داره دلیلشم نمیدونم حتی نمیدونم از کجا سرچشمه میگیره.
دلیل شروع کردن به نوشتنم این بود که خواستم مفید باشم و آدمی نباشم که فقط به این دنیا میاد و از این دنیا میره؛دوست داشتم تاثیر داشته باشم هرچند کم،شاید حتی یک درصد هم تغییر ایجاد نکنم ولی حداقل تلاشم رو کردم. چون معتقدم که باید قدم برداری تا ببینی چقدر میتونی بری و تا وقتی ثابتی به هیچ مقصدی نمیرسی.
سوال اول : ما چی هستیم؟
اکثر ما نتیجه ی علاقه ی دو نفر به هم هستیم. چرا اومدیم و به کجا میریم رو دربارش صحبت میکنیم.
ولی فعلاً باید خودمون رو تعریف کنیم. ما وارد این دنیا میشیم تا یاد بگیریم مسیر تکامل رو پیدا کنیم. اکثر ما وسط راه و خیلی ها اوایل مسیر جا میزنن و تغییر مسیر میدن یعنی اصلاً به کل فراموش میکنن که برای چی اینجا هستن چون درگیر چیزهایی میشن که خود آدما بین خودشون قرارداد کردن ، مثل پول ، قوانین ، میز!
از تفاوت بگم،یادمه وقتی مهد کودک میرفتم با ابتدایی ترین تعریف های زندگیم روبرو شدم؛خوب و بد.
که کارها و اجزای سازنده ی این دنیا تو این دو دسته قرار میگرفتن. من تا الان سعی کردم که این دو دسته رو هیچ وقت فراموش نکنم نه که اصلاً به سمت بدها نرفتم و خوب مطلق هستم نه! فقط فراموش نکردم که به من گفتند دروغ بده! زدن بده! برداشتن خوراکی بغل دستیت بدون اجازه ی اون بده!
اکثرمون تو بچگی این چیزارو یاد میگیریم و با توجه به محیطی که توش بزرگ میشیم یه سریا یادشون میره یه سریا هم یادشون میمونه.
حقیقتی که وجود داره اینه که ما مدت محدودی در این دنیا هستیم چرا که بدن هر شخص عمر محدودی داره ولی میتونیم این محدودیت رو از بین ببریم. چطوری؟ الان میگم...
سوال دوم : ما چرا به این دنیا اومدیم؟
جواب این سوال رو هرکس با توجه به دیدی که نسبت به این دنیا داره میتونه بدست بیاره ولی به نظر من ما اومدیم که جاودانه بشیم مثل ادیسون ، بل ، جابز و خیلی های دیگه که اسماشون رو بهتر از من میدونید...
جاودانگی،ابدیت جواب سوال سوم ماست : ما به کجا میریم؟
نمیگم که هممون اومدیم که اختراع کنیم ولی همه اومدیم مسیری رو طی کنیم که در انتها تغییری ایجاد کنیم در جهت مثبت.
وقتی همگی به سمت مثبت حرکت کنیم تکامل واقعی به حقیقت میپیونده. از نظر من تکامل یعنی تو این دنیا چیزی جز خوبی وجود نداشته باشه.
شاید فکر کنید خیلی خوش بینانه و رویایی دارم مینویسم نه! این طور نیست! این حاصل خستگی چند ساله ی منه چرا که محیط اطراف من محیط جالبی نیست و دست خوش تغییرات عجیبی شده مخصوصاً در دهه ی گذشته...
همتون میدونید چه خبره اگر هم نمیدونید کافیه به صفحه ی رسمی یه آدم معروف تو شبکه های اجتماعی سر بزنید!
تعریف ها عوض شده جای خوب و بد عوض شده ارزش ها تغییر کرده ، من هم مثل شما بودم فکر میکردم با یه گل بهار نمیشه ولی به هر خدایی که قبول دارید میشه! ما میگیم نمیشه چون جونی برامون نمونده که بخوایم از خودمون شروع کنیم به همین دلیل هیچ وقت استارت نزدیم فقط قصد کردیم...
دنیای امروز ما مثل یه خونه بزرگ می مونه که تقریباً هیچ چیز سرجای خودش نیست. ما میتونیم به کمک همدیگه اجزای این خونه رو به شکل درستش برگردونیم و قشنگش کنیم جوری که بعد از ما هرکس وارد این خونه میشه لذت ببره و بتونه توش زندگی کنه.
نگیم تا بوده همین بوده! اگر تا الان غلط بوده از این به بعد نباید باشه! باید درست بشه.
wrïghţer RaməZąn
:)
دیدگاه ها (۱۴)

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

این ویدیو نیاز به دیده شدن داره...خواهش میکنم کپی کنید اصکی ...

کپ مهم

ما همگی به عنوان انسان متولد شدیم و همگی حاصل ترکیب احساساتی...

حالم طوریه که انگار ۹۹ درصد فیلم آپلود شده دستم خورده تو کلی...

یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)اتفاق‌ها همیشه و...

حتی یک جلد کتاب هم می‌تونه دنیا رو برای یه دانش‌آموز تغییر ب...

⚠️ یک دغدغه جدی قبل از بازی با اینتر؛ خط هافبک!با توجه به مح...

~[ #پرانتز ] -> مرد بودن به این نیست که همیشه قوی، بی‌احساس ...

پارت ۸ساعت ۹ و ۳۳ دقیقه ی شب_یونگی:از کلاب برگشتم خونه که دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط