نقطهضعف

╭────────╮
‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭
╰────────╯
نقطــه‌ضـعـف³⁶
سومین بلند شد و گفت:از جات جم نمی‌خوری
و بعد رفت بیرون و درو قفل کرد.
یعنی ممکنه تهیونگ اومده باشه؟
بلند شدم و سعی کردم از تخت برم پایین.
از تخت رفتم پایین،چند قدمی به سمت در برداشتم که یهو خوردم زمین.
صدای تیر اندازی بیشتر شده بود و داد های سومین همه جا رو گرفته بود.
یهو صدای چرخیدن کلید توی قفل در اومد.
یه مرد چهارشونه قد بلند توی چهار چوب در نمایان شد.
موهای زال و صورتی سفید داشت،چشمهاش خمار و آبی بودن.
بنظر می‌رسید دو رگه روسی_کره‌ای باشه.
این مرد کیه؟
از ترسش خودمو عقب کشیدم و گفتم:تروخدا..ولم کنین
کتشو درآورد و گفت:نترس دوست تهیونگم،اومدیم نجاتت بدیم
کتشو پوشوند بهم و دستمو گرفت و بلندم کرد.
لب زدم:تهیونگ کجاست؟
توی همین لحظه تهیونگ اومد تو اتاق.
لباسش و دستاش خونی بودن.
موهاش کاملا افتاده بودن توی صورتش.
تو چهرش نگرانی موج میزد.
سریع اومد سمتم و بغلم کرد.
با لرزشِ صداش گفت:ببخشید..ببخشید که دیر اومدم..
گریه هام اوج گرفت،دستمو فرو بردم توی موهاش و با گریه گفتم:فکر میکردم..نمیای
موهامو نوازش کرد و بوسه ای روی پیشونیم کاشت و گفت:تموم شد،من الان پیشتم
از آغوشم در اومد،وقتی چشمش افتاد به کبودی بدنم دستاشو مشت کرد و روبه مردی که کنارمون بود گفت:لئو،نمیدونم اون حرومـ ـی هنوز زنده‌ست یا نه ولی اگه زندست مطمئن شو مجازات میشه
و بعد بلندم کرد و از اتاق رفتیم بیرون.
یه عالمه شیشه خورده کف خونه ریخته بود و همه جا به هم ریخته بود.
سومین هم غرق خون پخش زمین شده بود.
تا رسیدم خونه بهم بهم یه آرامش بخش تزریق کردن و به عالم بی خبری رفتم..

_خواهر یکی یدونم..چشماتو باز کن..
این صدا..صدای بورامه؟
چشمامو آروم باز کردم...

#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#نقطه_ضعف#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
دیدگاه ها (۵۱)

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف³⁵و ...

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف³⁴دا...

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف²⁸سا...

موج رویا پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط