جایگزین عشق

جایگزین عشق
p7
تهیونگ افتاد رو زمین و چشاشو بست پس کوک بیخیالش شد و سوار ماشین شد
دستاش خونی بود... زخم دستش نبود خون تهیونگ بود
ات: چیکار کردی بی شرف؟
کوک: نشونش دادم دیگ طرفت نیاد
ات: اخه به تو چه تو مگ قرار نبود فقط نقش بازی کنی؟
از ماشین پیاده شدم و به طرف ته رفتم دستمو به صورت خونیش کشیدم
ات: خوبی؟
چشاشو باز کرد به اسمون نگاه کرد و گفا نه
یه قطرع اشک از چشاش اومد..
نتونستم خودمو کنترل کنم و بغلش کردم محکمتر بغلم کرد تو بغلش گریه میکردم
خواستم همه چیو به تهیونگ بگم که کوک اومد و کفت: نامی تو کمپانی کارتون داره
چون داشت بارون میومد خیس بودیم...
رفتیم پیش نامجون
نامجون: ات ببین خودت خواستیا...
تهیونگ شما دو تا نباید باهم باشین میدونم خیلی همو دوستان داری ولی این به نفعتونه و....
تهیونگ نزاشت حرف نامجون تموم شد بغلم کرد دم گوشم گفت: عشق جایگزین
و پا تند کرد و از کمپانی بیرون رفت....
دیدگاه ها (۴)

جایگزین عشقp8وقتی تهیونگ از کمپانی رفت منم با گریه رفتم خونه...

https://harfeto.timefriend.net/17107720284863هر چه میخواهد د...

بیاید بحرفیم.. حوصلم رید...

دلایلی که ثابت میکنه تو باید (زنده) بمونی..>

جیمین فیک زندگی پارت ۹۲#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط