یک‌سو دل است و هی‌هی و آشوب دلبری‌ست

یک‌سو دل است و هی‌هی و آشوب دلبری‌ست
یک‌سو هنوز همهمهٔ جنگ زرگری‌ست

ای عشق ای کرامت مطلق، مرو بمان
بی‌تو جهان که هیچ غزل‌هم دری‌وری‌ست!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

شهدی از لب‌های تو با شهدی از لب‌های من این تشهد بی گمان ما ر...

شهدی از لب‌های تو با شهدی از لب‌های من من که دیگر مرده‌ام، م...

آخرین باری که من دل را به دریا می‌زدمماهی از تُنگش صدا زد، ع...

مثل جمعه‌ که بغض گلوگیر هفته‌ستآخر هر دلداده به دلتنگ ختم می...

شعری از ویل :نه از بیم دوزخ ، نه شوق بهشت تو خوده قبله ای در...

ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم...ای کاش شبی بگذری از کوچه...

مادرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط