بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
کثرت و قلّت افراد، یعنی این که افراد بسیاری چنین میکنند یا افراد کمی چنان میکنند، دلیلی بر درستی یا نادرستی مواضع و رفتارها نمیباشد.
مشکل این است که عموم مردم، تفاوت خیال، وهم، گمان - ظنّ را نمی دانند و گاه همه را به یک معنا به کار میبرند، اما وقتی بحث از نقش هر کدام در نَفس آدمی مطرح می شود، باید معنا و کاربرد هر کدام دانسته شود.
خیال، درک صورتهای ذهنی است، اما وهم، درک معانی جزئیه میباشد و صورت ندارد.
به عنوان مثال:
خیال - میتوانید صورتی را در ذهن بسازید که اصلاً وجود خارجی ندارد، مانند تصور یک سیمرغ، یا تخیل شرکت در یک مسابقۀ علمی یا ورزشی و اول شدن در آن؛ و می توانید صورتهایی را در ذهن تخیل نمایید که واقعیت خارجی نیز دارند.
وهم - درک دوست داشتن و بد آمدن به صورت کلّی، کار عقل است؛ اما به صورت جزئی که من این شخص را دوست دارم - یا از آن یکی بدم می آید، کار وهم است.
قوۀ خیال، در تعریف فلسفی آن، رابطی بین عالَم جسم و عالَم عقل میباشد؛ چرا که صورتهای خیالی، از برخی احکام ماده، مانند شکل، رنگ و اندازه برخوردار میباشند، اما فاقد برخی دیگر از احکام ماده، مانند قوه، جسم و وزن میباشند.
قوۀ خیال، صورتهای جزئی محسوس را با یکدیگر ترکیب میکند و صورت جدیدی را که ممکن است مستقیماً در خارج وجود نداشته باشد میسازد. میتوانید انسانی را تخیل نمایید و در ذهن خود صورتسازی نمایید که ده کلّه دارد. یک انسان، واقعیت خارجی دارد، اما چنین موجودی، واقعیت خارجی ندارد، بلکه با ترکیب دادهها، صورتسازی شده است.
قوۀ خیال، میتواند معانی و مفاهیم را که صورت محسوس جسمی ندارند نیز تجزیه و ترکیب نماید.
به عنوان مثال: دختر جوان و مشتاق ازدواج، پسری را تخیل میکند که سوار بر اسب سفید نزد او میآید و با ابراز عشق و علاقه، او را به سوی خود میبرد - یا پسر جوان مشتاق ازدواج، دختری را تخیل میکند که همچون فرشتهای سر راه او قرار گرفته و با لبخندی ملکوتی، با او مهربانی میکند و تقاضای ازدواج دارد! در این تخیل، دختر یا پسر در قوۀ خیال، جسمیت خیالی دارند، چون مصداق خارجی و واقعی نیز دارند، اما عشق و آرزو و امید و خوشحالی، صورت جسمی ندارند.
خیال،میتواند درست، منطقی و خوب باشد، و می تواند نادرست، غیر منطقی و حتی بد باشد؛ چنان که تنها راه ورود شیاطین جنّ و انس، برای وسوسه و القائات باطل، همین قوۀ خیال، می باشد.
بنابراین، خیال و وَهم - تخیل و توهم، هر دو مقدم بر تفکر و تعقل میباشند.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
کثرت و قلّت افراد، یعنی این که افراد بسیاری چنین میکنند یا افراد کمی چنان میکنند، دلیلی بر درستی یا نادرستی مواضع و رفتارها نمیباشد.
مشکل این است که عموم مردم، تفاوت خیال، وهم، گمان - ظنّ را نمی دانند و گاه همه را به یک معنا به کار میبرند، اما وقتی بحث از نقش هر کدام در نَفس آدمی مطرح می شود، باید معنا و کاربرد هر کدام دانسته شود.
خیال، درک صورتهای ذهنی است، اما وهم، درک معانی جزئیه میباشد و صورت ندارد.
به عنوان مثال:
خیال - میتوانید صورتی را در ذهن بسازید که اصلاً وجود خارجی ندارد، مانند تصور یک سیمرغ، یا تخیل شرکت در یک مسابقۀ علمی یا ورزشی و اول شدن در آن؛ و می توانید صورتهایی را در ذهن تخیل نمایید که واقعیت خارجی نیز دارند.
وهم - درک دوست داشتن و بد آمدن به صورت کلّی، کار عقل است؛ اما به صورت جزئی که من این شخص را دوست دارم - یا از آن یکی بدم می آید، کار وهم است.
قوۀ خیال، در تعریف فلسفی آن، رابطی بین عالَم جسم و عالَم عقل میباشد؛ چرا که صورتهای خیالی، از برخی احکام ماده، مانند شکل، رنگ و اندازه برخوردار میباشند، اما فاقد برخی دیگر از احکام ماده، مانند قوه، جسم و وزن میباشند.
قوۀ خیال، صورتهای جزئی محسوس را با یکدیگر ترکیب میکند و صورت جدیدی را که ممکن است مستقیماً در خارج وجود نداشته باشد میسازد. میتوانید انسانی را تخیل نمایید و در ذهن خود صورتسازی نمایید که ده کلّه دارد. یک انسان، واقعیت خارجی دارد، اما چنین موجودی، واقعیت خارجی ندارد، بلکه با ترکیب دادهها، صورتسازی شده است.
قوۀ خیال، میتواند معانی و مفاهیم را که صورت محسوس جسمی ندارند نیز تجزیه و ترکیب نماید.
به عنوان مثال: دختر جوان و مشتاق ازدواج، پسری را تخیل میکند که سوار بر اسب سفید نزد او میآید و با ابراز عشق و علاقه، او را به سوی خود میبرد - یا پسر جوان مشتاق ازدواج، دختری را تخیل میکند که همچون فرشتهای سر راه او قرار گرفته و با لبخندی ملکوتی، با او مهربانی میکند و تقاضای ازدواج دارد! در این تخیل، دختر یا پسر در قوۀ خیال، جسمیت خیالی دارند، چون مصداق خارجی و واقعی نیز دارند، اما عشق و آرزو و امید و خوشحالی، صورت جسمی ندارند.
خیال،میتواند درست، منطقی و خوب باشد، و می تواند نادرست، غیر منطقی و حتی بد باشد؛ چنان که تنها راه ورود شیاطین جنّ و انس، برای وسوسه و القائات باطل، همین قوۀ خیال، می باشد.
بنابراین، خیال و وَهم - تخیل و توهم، هر دو مقدم بر تفکر و تعقل میباشند.(ادامه دارد...)
- ۲۹
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط