لرزش دستانم ، زردی صورتم ، بیقراریم …

لرزش دستانم ، زردی صورتم ، بیقراریم …

حکایت از اعتیاد من است ، آری معتاد شده ام ، به “تنهاییم”!
دنیای من...♥♥▼▼▼▼
دیدگاه ها (۱)

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

دستانم را بگیر ... میخواهم برای لحظه ای آرامشت را قرض بگیرم ...

به او بگویید نگران تنهاییم نباشد ، سکوتم ، قرص هایم ، لرزش د...

اعتیاد را می توان به دو نوع کلی تقسیم کرد:اعتیاد به مواد مخد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط