سعیدی سیرجانی؛ از ایران به عنوان » مظهر العجائب » یاد میک
سعیدی سیرجانی؛ از ایران به عنوان » مظهر العجائب » یاد میکرد.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که در آن اتفاقات نادر روی میدهد، یعنی کشوری که هیچ چیز سر جای خودش نیست و هیچ آدمیزادی در جایگاه واقعی خودش قرار ندارد.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که چریک های فدایی خلقش – که برای مارکس و لنین سینه میزدند – اغلب شان فرزندان آیت الله ها بودند. کمونیست هایش فرزندان فئودال ها و رهبران حزب کمونیست اش نماز می خواندند وروزه میگرفتند.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که مردمانش با دست خود گور خود را می کنند و بعد گناهش را به گردن امریکا و انگلستان و استعمار و امپریالیزم وصهیونیزم می اندازند.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که مردمانش، صبح مصدقی اند، عصرش توده ای اند، غروبش سلطنت طلب اند و شامگاهش امت اسلام!
مظهر العجائب یعنی
کشوری که از میان خیل عظیم روشنفکران و سیاستمداران و درس خواندگان و اهل تفکرش، مردی بی نام بیرون میآید وبر کرسی ریاست جمهوری اش می نشیند.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که مردمش به هوخشتره و خشایارشاه واردشیر بابکان و شاپور ذوالاکتاف و کمبوجیه و بو علی سینا و مولانا وزکریای رازی اش مینازند، اما یک کلام در باره آنها نمیدانند.
مظهر العجائب؛ یعنی
مملکتی که مردمانش هر سال تنها یک دقیقه کتاب می خوانند اما در همه عرصه های علمی و فلسفی و اقتصادی و تاریخی وسیاسی، نه تنها استاد، بلکه فیلسوف اند.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که روشنفکرانش، پس از گذشت هشتاد نود سال،هنوز بر سر اینکه رضا شاه را انگلیسی ها آورده بودند یا نه برای هم شاخ و شانه میکشند.
مظهر العجائب؛ یعنی کشوری
که مردمانش اگر دو نفر دور هم جمع بشوند حزب تشکیل میدهند و اگر تعداد شان به سه نفر رسید انشعاب میکنند...
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که در آن اتفاقات نادر روی میدهد، یعنی کشوری که هیچ چیز سر جای خودش نیست و هیچ آدمیزادی در جایگاه واقعی خودش قرار ندارد.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که چریک های فدایی خلقش – که برای مارکس و لنین سینه میزدند – اغلب شان فرزندان آیت الله ها بودند. کمونیست هایش فرزندان فئودال ها و رهبران حزب کمونیست اش نماز می خواندند وروزه میگرفتند.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که مردمانش با دست خود گور خود را می کنند و بعد گناهش را به گردن امریکا و انگلستان و استعمار و امپریالیزم وصهیونیزم می اندازند.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که مردمانش، صبح مصدقی اند، عصرش توده ای اند، غروبش سلطنت طلب اند و شامگاهش امت اسلام!
مظهر العجائب یعنی
کشوری که از میان خیل عظیم روشنفکران و سیاستمداران و درس خواندگان و اهل تفکرش، مردی بی نام بیرون میآید وبر کرسی ریاست جمهوری اش می نشیند.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که مردمش به هوخشتره و خشایارشاه واردشیر بابکان و شاپور ذوالاکتاف و کمبوجیه و بو علی سینا و مولانا وزکریای رازی اش مینازند، اما یک کلام در باره آنها نمیدانند.
مظهر العجائب؛ یعنی
مملکتی که مردمانش هر سال تنها یک دقیقه کتاب می خوانند اما در همه عرصه های علمی و فلسفی و اقتصادی و تاریخی وسیاسی، نه تنها استاد، بلکه فیلسوف اند.
مظهر العجائب؛ یعنی
کشوری که روشنفکرانش، پس از گذشت هشتاد نود سال،هنوز بر سر اینکه رضا شاه را انگلیسی ها آورده بودند یا نه برای هم شاخ و شانه میکشند.
مظهر العجائب؛ یعنی کشوری
که مردمانش اگر دو نفر دور هم جمع بشوند حزب تشکیل میدهند و اگر تعداد شان به سه نفر رسید انشعاب میکنند...
- ۹۶۵
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط