ویو آت

ویو آت
اونا لباساشونو برداشتن خیلی باز بود و منم یه لباس باز برداشتم (عکس لباس آت و میزارم) پوشیدم آرایش کردم کفش انتخاب کردم و موهامو درست کردم ولی بال هام زیر لباس موند لباسه جای بال نداشت شاید چون برا خوناشاما بود چشمم خورد به یه لباس خیلی خوشگل که جای بال هم داشت بیخیالش شدم
+ من آماده شدم

اون هرزه ها تا منو دیدن از قیافه هاشون حسودی می‌بارید
® همینطور که میدونستم نتونستی به پای ما برسی کوچولو
+ هه.. مشخصه مخصوصا از قیافه اون دختره
✓چی من؟فک می‌کنی حسودی کردم؟(عین سگ داره دروغ میگه 😂)
هوممم خیلی

که یه پری اومد تو و همشون بهش تعظیم کردن
®بانو کامیلا خوش اومدی
✓لباس شما تو جشن مخصوصه و اونجاست
که کامیلا اومد سمتم و با یکمی عشوه گفت

¥دختر چقدر ناز و خوشگل شدی حتما خانوادت خیلی پولدارن درسته؟
+ خیلی ممنونم من...
که پرید وسط حرف من
✓ نه بانو اون...

¥فک نمیکنم با تو حرف زده باشم

هرچند حرفاش با عشوه بود اما به نظر مهربون میومد امیدوارم وقتی بفهمه یه برده سادم هم آنقدر مهربون باشع ولی اونم یه پری بود و همه پری های اینجا برده ان...شاید جیمین گفته اونم تو جشن شرکت کنه...نه ات احمقی؟جیمین به تو هم همینو گفته پس چرا اونا باهات اونطوری حرف زدن؟
یه سوال بپرسم
همون‌طور که داشت همون لباس خوشگل و میپوشید گفت
¥اگه چرت نباشه حتما.
تو یه خدمتکاری؟
¥... بودم
یعنی چی
¥امشب خودت میفهمی

اصلا حس خوبی نسبت به این قضیه نداشتم
ب..باش



عکس لباس و میزارماا وایستید


بچه ها چند پارت از فیک پاک شد میزارم کامنتای همین پست
دیدگاه ها (۹)

اسلاید دو عکس لباس کامیلا اسلاید سه عکس لباس ات

تولدت هوپی امید بنگتن و ارمیا😭😍🎀🎀happy birthday 🎈🎁

-خب بسه دیگه...جشن یک ساعت دیگه شروع میشه آماده باش÷چشم اربا...

ویو آتبادیگاردا پری هارو بردن انبار منم که خیلییی مشتاق بودم...

ویو آت رفتم سمت میز لوازم آرایشو شروع کردم به میکاپ کردن سری...

My little princess Part...3خدمتکار: بانوی من بیدار شید ات: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط