Pt13

دیدم ا/ت دارع میزنه تو سر یکی نویسنده داره اونو از یارپ جدا میکنه من: بابا یکی بیاد اینو بگیرع مث گراز رم کردهههههههه سریع دمپایی پوشیدم رفتم پایین ا/ت جدا کردم ؟؟: چرا مث وحشا دعوا میکنی( خبر جدید: شخصیت جدید اومده گلی گلی گلی) ا/ت: تو خجالت نمیکشی من دو روز ایران بودم بعد تو نباید بیای ی حالی از من بپرسی گیج شده بودن این یارو دیگ کی بود همکلاسیش بود عباس اقا سرشو از پنچره دستشویی اورد بیرون عباس اقا: عه این ک پدرامه اعظم خانم: چ عجب اقا شازده بعد از سال ها برگشته پدرام: بابا من با دپستام رفته بودم مسافرت خب من: یونگی جان بزار از گیجی درت بیارم ایشون پدرام هستن برادر کوچیکه ا/ت و برادر زنت این چن روز با دوستاش ک مث خودش خل چلن رفته بود مسافرت نبودش الان اومده پدرام: سلام به به داماد عزیز یونگی: سلام ( همدیگ قبل میکنن) اعظم خانم: پدرام مادر بپر از جتبی خان حسین شاتری ی بسته کیسه فریز با ۱۲_۱۰ تا نون بربری بخر پدرام: مغازه جتبی خان ته کوچس حسین شاتری اون ور خیابونه اعظم خانم: برو گمشو دیگ دمپایی پرت میکنه( 😐💔) ولی این دفعه نخورد ب یونگی خورد ب اون گربه کوچول موچولویی ک تو حیاط بود یونگی: اخخخ ا/ت: ب گربهه خمرد یونگی: ما همزمادیم بکی درد بکشه اون یکی هم میکشه یونگی: اخی بیا اینجا گربه قبل میکنه پدرام: مامان شام چیه؟ ا/ت: سیب زمینی تخم مرغ پدرام : بازمممممم؟ بابا مهمون خارجی داریم ی چیز بهتر میپختی ا/ت: ما غذاهامونو خوردیم امشبم قرار بودین بریم کره ولی پرواز کنسل شد عباس اقاا:بیاید تو توی حیاط جلسع گرفتن الان بارون میشه
دیدگاه ها (۰)

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

پارت۳

stolen

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

سلام به دخترای خودم یادتونه گفتم خوب بشم ۳ تا پارت هدیه میزا...

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط