( استاد جذاب من )
( استاد جذاب من )
)ლ( پارت 1۸ `ლ
اسلاید ۲ لباس ات
جلوی درب آپارتمان اش ایستاده بود درحال تمرین کردن با خودش بود که چطوری رفتار کنه ات : اینجوری خوبه سلام استاد جذاب من نه نه نه این خیلی بد شد اینجوری کمی گلوش رو صاف کرد و گفت ...... سلام استاد پارک من اومدم پیشه شما نههههه اینجور هم نه بهتره برگردم
قدم برداشت و به درب پشت کرد اما وقتی نگاهش افتاد سمته لباسی که دستش بود دوباره اوفی کشید و سمته درب رفت بلافاصله زنگ درو به صدا در آورد و منتظر موند جیمین که از حموم بیرون اومده بود و درحال شانه زدم موهایش بود با صدای زنگ درب آپارتمانش تعجب کرد جیمین : این موقع کی میتونه باشه
شانه را گذاشت رویه میز و سمته در قدم برداشت وقتی از پله ها پایین میرفت ده دفعه زنگ در به صدا درآورده میشد جیمین کلافه سمته در رفت و بلافاصله درو باز کرد
با دیدن دختر کیوت و خوش خنده ای که پشته در ایستاده بود یادش اومد که خودش آدرس داده بود ات مثله همیشه با خنده لب زد ات : سلام استاد پارک
جیمین از ناخن پا تا موهای سر دختره آنالیزش کرد با اون دامن آبی و تیشرت آبی رنگی که مثله خرگوش دوتا گوش داشت و کیفی که به دوش داشت زیبایی رو به نمایش گذاشته بود چشم برداشت از دختره و لب زد
جیمین : شب بخیر خانم گانگ
ات پاکت لباس رو جلو آورد و سریع گفت
ات : لباستون رو آوردم همانطوری که گفتین اول شستمش بعد خشک کردم و آوردم تمیزه تمیزه
جیمین : باشه بیا داخل
(چییییی برم داخل یعنی منو الان به خونش دعوت کرد واییی خیلی خوشحالم یعنی الان برم داخل اگه برم چی میشه ) با صدای استاد پارک از افکارش خارج شد
جیمین : خانم گانگ میای داخل
ات : آره آره میام
سریع وارده آپارتمان شد جیمین بعد از بستن در قدم برداشت سمته سالن دختره هم پشته سرش راه میرفت با چشم هایش دور بر آن آپارتمان زیبا را نگاه میکرد پله های زیبا چشم هایش که که خورد به آن شیشه های بزرگ که
همه شهر رو به نمایان گذاشته بود زیبا ترین منظره آن جا بود
تا به حال چنین خونه زیبایی نرفته بود زیر لب با خودش زمزمه کنان گفت ات : وای اشتباهی نیومده باشم تالار
درحالیکه پشته سره استاد پارک راه میرفت و دور بر خونه رو نگاه میکرد جیمین که ایستاد ات هم خورد بهش وقتی متوجه شد خورده به جیمین سریع گفت
ات : معذرت میخوام من ندیدمتون
جیمین : دفعه دومه که بهت میگن درست راه برو خانم گانگ
ات : چشم استاد پارک
با تعارف جیمین رویه کاناپه ای نرم و زیبا نشست جیمین روبه رو اش ایستاد و لب زد جیمین : چی میل داری
دختره که به این همه خوشتیپی استادش خیره شده بود اصلا هواسش به حرف هایش نبود اما سریع خودش رو جمع و جور کرد
ات : چی من نه هیچی نمیخورم یعنی آلرژی نه رژیم دارم ..
)ლ( پارت 1۸ `ლ
اسلاید ۲ لباس ات
جلوی درب آپارتمان اش ایستاده بود درحال تمرین کردن با خودش بود که چطوری رفتار کنه ات : اینجوری خوبه سلام استاد جذاب من نه نه نه این خیلی بد شد اینجوری کمی گلوش رو صاف کرد و گفت ...... سلام استاد پارک من اومدم پیشه شما نههههه اینجور هم نه بهتره برگردم
قدم برداشت و به درب پشت کرد اما وقتی نگاهش افتاد سمته لباسی که دستش بود دوباره اوفی کشید و سمته درب رفت بلافاصله زنگ درو به صدا در آورد و منتظر موند جیمین که از حموم بیرون اومده بود و درحال شانه زدم موهایش بود با صدای زنگ درب آپارتمانش تعجب کرد جیمین : این موقع کی میتونه باشه
شانه را گذاشت رویه میز و سمته در قدم برداشت وقتی از پله ها پایین میرفت ده دفعه زنگ در به صدا درآورده میشد جیمین کلافه سمته در رفت و بلافاصله درو باز کرد
با دیدن دختر کیوت و خوش خنده ای که پشته در ایستاده بود یادش اومد که خودش آدرس داده بود ات مثله همیشه با خنده لب زد ات : سلام استاد پارک
جیمین از ناخن پا تا موهای سر دختره آنالیزش کرد با اون دامن آبی و تیشرت آبی رنگی که مثله خرگوش دوتا گوش داشت و کیفی که به دوش داشت زیبایی رو به نمایش گذاشته بود چشم برداشت از دختره و لب زد
جیمین : شب بخیر خانم گانگ
ات پاکت لباس رو جلو آورد و سریع گفت
ات : لباستون رو آوردم همانطوری که گفتین اول شستمش بعد خشک کردم و آوردم تمیزه تمیزه
جیمین : باشه بیا داخل
(چییییی برم داخل یعنی منو الان به خونش دعوت کرد واییی خیلی خوشحالم یعنی الان برم داخل اگه برم چی میشه ) با صدای استاد پارک از افکارش خارج شد
جیمین : خانم گانگ میای داخل
ات : آره آره میام
سریع وارده آپارتمان شد جیمین بعد از بستن در قدم برداشت سمته سالن دختره هم پشته سرش راه میرفت با چشم هایش دور بر آن آپارتمان زیبا را نگاه میکرد پله های زیبا چشم هایش که که خورد به آن شیشه های بزرگ که
همه شهر رو به نمایان گذاشته بود زیبا ترین منظره آن جا بود
تا به حال چنین خونه زیبایی نرفته بود زیر لب با خودش زمزمه کنان گفت ات : وای اشتباهی نیومده باشم تالار
درحالیکه پشته سره استاد پارک راه میرفت و دور بر خونه رو نگاه میکرد جیمین که ایستاد ات هم خورد بهش وقتی متوجه شد خورده به جیمین سریع گفت
ات : معذرت میخوام من ندیدمتون
جیمین : دفعه دومه که بهت میگن درست راه برو خانم گانگ
ات : چشم استاد پارک
با تعارف جیمین رویه کاناپه ای نرم و زیبا نشست جیمین روبه رو اش ایستاد و لب زد جیمین : چی میل داری
دختره که به این همه خوشتیپی استادش خیره شده بود اصلا هواسش به حرف هایش نبود اما سریع خودش رو جمع و جور کرد
ات : چی من نه هیچی نمیخورم یعنی آلرژی نه رژیم دارم ..
- ۲۲.۹k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط