پرسیدم...

پرسیدم...
چطور زندگی کنم؟
باکمی مکث جواب داد
گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر
با اعتماد زمان حال را بگذران
وبدون ترس برای آینده آماده شو
ایمان را نگه دار وترس را به گوشه ای انداز..
شک هایت را باور نکن
هبچ گاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است در صورتی که
بدانی چگونه زندگی کنی
پرسیدم...آخر...
و او بدون آنکه متوجه سوالم شود
ادامه داد..
مهم این نیست که قشنگ باشی
قشنگ اینه که مهم باشی!
حتی برای یک نفر..
کوچک باش و عاشق
که عشق خود می داند آیین بزرگ کردنت را...
دیدگاه ها (۱)

سگ نگاه خنده داری به گرگ کرد و گفت،،، آهویت را ربودم،،،آیا ب...

'گرگها' روی زمین را بو نمیکشند،'گرگها' ایستاده اند قد خم نمی...

ﻓﮑـــــﺮ ﺑـﻮﺩﻧـﺖ ﺩﯾــــﻮﺍﻧـﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮐـــــﻨﺪ ........تـــــــ...

گاهی فکر میکنماگر آن روز…مادرم،بار زمین نمی گذاشت،          ...

Part 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط