بچه ها ساعت ۸ ما پارک بودیم و یه بچه گربه دیدم خیلی ناز و
بچه ها ساعت ۸ ما پارک بودیم و یه بچه گربه دیدم خیلی ناز و ملوس بود نازش کردم براش آب بردم بازی کردم باهاش یه چند تا پسر کونی و خار کصه
میخواستن بزننش فراریش دادن و فرار کرد پسرا دنبالش بودن میخواستن بکشنش ولی پیداش نکردن
خار کصه ها ولی گربه
رفت پیش مامانش دیدمش صدا شو در نیا وردم خدا را شکر 👐🏻🤲🏻🤲🏻🤲🏻🤲🏻
میخواستن بزننش فراریش دادن و فرار کرد پسرا دنبالش بودن میخواستن بکشنش ولی پیداش نکردن
خار کصه ها ولی گربه
رفت پیش مامانش دیدمش صدا شو در نیا وردم خدا را شکر 👐🏻🤲🏻🤲🏻🤲🏻🤲🏻
- ۴۹
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط