هنوز آوار می خونند تمومِ مردهای بندر،

هنوز آوار می خونند تمومِ مردهای بندر،



واسۀ زخم های بی مرهم، برایِ نخل

های بی سر!
دیدگاه ها (۲)

تو گفتی گل در آیِ مو می آیُم؛گلِ عالم تموم شد، کی می آیی؟

خَمر و خُمار من تویی،آب زلال من تویی،آب ده ای یار مرا !

خاطرات عمر رفته بر نظرگاهم نشسته،بر سپهر لاجوردی آتش آهم نشس...

شب مهتاب بآرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد....

قلب انسان از زمین زخم بر می دارد ، و از آسمان مرهم می گیرد ....

+: اون برگشته؛به نظرت میتونه مرهم زخم هام بشه؟-: آه ویلیام. ...

زخم های دلت را فقط به خدا بسپار خودش بهترین مرهم ها را داردب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط