یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن

یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن
در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن
هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود
لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . .
دیدگاه ها (۱)

تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شدیه بغض شکسته رفیق گلو شد . . ...

خوش به حالشان !!خوش به حال اونی که …وقتی درآغوشت آرام گرفت ب...

یادش بخیر اون زمان میگفت نفسمی ، بدون تو نمیتونم …حالا خودش ...

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنیو...

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط