دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند

دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند.
پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگیر تا از پل رد شویم. 
دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست تو را نمیگیرم تو دست مرا بگیر. 
پدر گفت: چرا؟ چه فرقی میکند؟ مهم این است که دستم را بگیری و با هم رد شویم. 
دخترک گفت: فرقش این است که اگر من دست تو را بگیرم ممکن است هر لحظه دست تو را رها کنم، 
اما تو اگر دست مرا بگیری هرگز آن را رها نخواهی کرد!
این دقیقا مانند داستان رابطه ما با خداوند است؛
هر گاه ما دست او را بگیریم ممکن است با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم، 
اما اگر از او بخواهیم دستمان ما را بگیرد، هرگز دستمان را رها نخواهد کرد!
و این یعنی عشق...💖🌹
#دختر_پروازی
#کاپی
#خدا
#دختر
#دخترونه
#عشق
#قوی_بودن
#انگیزشی
#باشگاه_پرواز
#کاپیتان
#طرفدار
#دوست_داشتن
#شکست
#آرامش
#ییوگرافی
#تکست_خاص
#عاشقانه
#غمگین
#امیدواری
#زندگی
#همیشه_عشق_باشد_همیشه_برکت
دیدگاه ها (۱۶)

#دختر_پروازی #خنده_دار#خنده #جک#لطیفه#طنز#شادی#لبخند#خدا#دخت...

سالگرد مدرسه نرفتنمون بر همگی دوستان مبارک باشه🤣😉😉🤣🤣تا پارسا...

آهنگ لجباز با صدای نازین

#دختر_پروازی #کاپی#خدا#دختر#دخترونه#عشق#قوی_بودن#انگیزشی#باش...

دیدار یکی از طرفداران با مادر جونگ‌کوک، پدر یونگی و جیهوپ از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط