مرگ و مشک و ماه

مرگ و مشک و ماه
مشک تشنه
ماه تشنه
خیمه‌گاه تشنه‌تر
ماه از میان نخل‌های شرمگین گذشت. 
چشم‌های مستِ مرگ
مشک و ماه را به آب داد
چشم‌های خویش را به آفتاب
مرگ
همچنان به مشک خیره مانده بود
تیری از کمان پرید
مشک مُرد و 
ماه تشنه جان سپرد
خیمه‌گاه، بغض کودکان خویش را
به آسمان سپرد. 

مرگ مانده بود و 
ماه می‌گذشت
شط 
ـ هنوز تا همیشه ـ 
رو سیاه می‌گذشت

#محرم
دیدگاه ها (۱)

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت هــفــدهــم 𓆪 🖤🥀اسما حتی نفس هم نمی‌کشید.صدای...

پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط