تو همون رؤیایی من پر از مجنونم من دماوندم که پای تو می مو
تو همون رؤیایی من پر از مجنونم من دماوندم که پای تو می مونم /عمریه بی حرکت پیش چشمت کیشم تیشه بر می داری بی ستون طرد می شم / با تو دل می بردیم با تو ترک عشق خوردیم از کسی پنهون نیست واسه هم می مردیم / تا دلت می لرزه از خودم کم میشم تو خودت میریزی بی صدا بم میشم / خون دل خوردی تا قد این دریا شم چشمه ها دیدم تا من خلیجت باشم / تو هنوزم از کوچ من و می ترسونی من همه دنیاتم چی ازم می دونی / کوله بار غربت لایق شونت نیست نرو از آغوشم هیچ کجا خونت نیست
- ۱۷۵
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط