یه بار رفته بودیم مجردی مسافرت با رفقا

یه بار رفته بودیم مجردی مسافرت با رفقا
بعد نصفه شبی خوابم نمیبرد میخواستم بقیه هم بد خواب کنم
شروع کردم ب اس دادن های سرکاری
بعد اشتباهی دستم خورد اس (اب خوردی افتابه رو کجا گذاشتی؟؟)رو ب بابام دادم
فوری گوشیمو خاموش کردم ک نره ولی رفته بود
صب بلند شدم گوشیمو چک کنم دیدم بابام ده دفعه زنگ زده من خواب بودم
فوری بهش زنگ زدم
بابام میگه:اول صبی دلم نیومد تشنه بمونی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ابراز احساسات موج میزنه اصن
محبت پدرانه ک میگن اینه هاااااا
یاد بگیرین
دیدگاه ها (۲)

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

احساس او

#شعر_عاشقیپارت٣٣صبح از خواب ک بیدار شدم اول دنبال گوشیم گشتم...

تیله‌های‌مشکی🌚🍃 پارت 9🖤⛓️

اتفاق جالب p1از زبان سولاربا صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم+یا...

[واقعیت خاب]🦋🪄🖤Part10از خاب پریدم عرق کرده بودم نفس نفس میزد...

#هرزه_خانه_اربابpart: 9 جیمین: صب بیدار شدم برم ورزش ک با چی...

رمان دوبار خواستید درخواست بدید..

رمان *همسایه دوست داشتنی من*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط