امروز صبح اومدم دکمه‌ي پیرهنمو ببندم، دکمه‌ش افتاد!

امروز صبح اومدم دکمه‌ي پیرهنمو ببندم، دکمه‌ش افتاد!
اومدم کیفم رو بردارم، دسته‌ش دراومد!
اومدم در اتاق رو ببندم، دستگیره‌ي در از جا کنده شد افتاد!!
يعني از ظهر تا حالا می‌خوام بشاشم می‌ترسم!
دیدگاه ها (۷)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۸ — صبحِ عملیاتصبح روز بعد، ساعت هفت صبح...

من برگشتمممممپتدرتردززابل_(کصخلم ببخشید) حاجی ی هفته نبودم_م...

پارت سوم رمانمون جینگولا حمایت شم لطفا

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

پارت ۹

هان رو امروز بخاطر اینکه دکمه کتش باز شده دعوا کردن بچه اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط