#پاییز#چالش

#پاییز#چالش
پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند

او قول داده است که امسال از سفر
اندوه‌های تازه بیارَد، خدا کند!

او می‌رسد که باز هم عاشق کُند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند!

پاییز عاشق است وَ راهی نمانده است
جز اینکه روز و شب بنِشیند دعا کند

شاید اثر کُند؛ وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را به خاطر "او" جا به جا کند!

خِش خِش...؛ صدایِ پای خزان است، یک نفر
در را به رویِ "حضرتِ پاییز" وا کند...
دیدگاه ها (۴)

#پاییز#چالشچه تاریک است حالِ من، که از هرچیز می ترسمبه عشقت ...

#پاییز#چالشکمرِ برگ اگر زیرِ قدم هات شکستگوش کن؛ ناله ی جانس...

#پاییز#چالشدارد پاییز می رسد! انار نیستم؛ که برسم به دست های...

#پاییز#چالشعصر یک روز شاد و بارانیروی یک نیمکت چوبیدختری زیر...

روانشناسی رابطه عاشقانه های شبنم

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

تلاوت آیاتی از سوره مبارکه کهف

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط