فلش بک به شب

فلش بک به شب
از اتاق شکنجه بیرون آمدم و مستقیم رفتم تو اتاق خواب
درو بازکردم دیدم ات روی تخت خوابیده لباسام رو عوض کردم و رفتم کنارش دراز کشیدم و سرشو گذاشتم رو بازوم و شکمش رو نوازش میکردم که
چشمم به انگشتاش افتاد.... انگار درد میکردن دستمو بردم سمتشون که
+چی کار میکنی
-بیدار شدی
+نه هنوز خوابم
_چرا انگشتات عوض شدن
+چیو عوض شدن مگه تایر ماشینه که عوض بشه
_انگار درد میکنن
+نخیرم غلط میکنن درد بکنن
‌_چرا خودتو ازم مخفی میکنی
+......
_میدونی خوشم نمیاد درد کشیدنتو ببینم...... اینکه خودت رو ازم مخفی میکنی اذیتم میکنه... اینکه هنوز پیش من معذبی (البته بعضی وقتا😂😂)
+چیزه...... من گشنمه..... شام میخوام..... شام بیرون
_😂
کوک شروع میکنه به خندیدن و
ات میره روش میشینه و میگه
+چرا میخندی.... من گشنمه...... منو ببر رستوران لطفا(جمله آخر رو بچه گونه میگه و خعلی کیوت)
_اینطوری حرف نزن میخورمتا
+من گشنمه
_لباس بپوش بریم بیرون
از روش بلند میشی و میگی
+نمیری بیرون
_نچ
+چرا برو بیرون نم یخوام جلو تو لباس عوض کنم
_منکه قبلا دیدمت
+ با نیشخند میره بیرون
دیدگاه ها (۸)

ات لباس هاشو عوض میکنه و میره پایین و سوار ماشین میشهوقتی می...

کوک بستنی رو میخوره وویو اتبه لبم بستنی خورده بود میخواستم ل...

رفتم تو اتاق و درو پشت سرم بستمنمیدونم چرا یهو یه ترسی توی د...

یدفعه یه وَن مشکی جلوم وایسادنه اونا پیدام کردن (چه زود¿)دو ...

ویو کوک از خواب بیدار شدم بدون سر و صدا رفتم بیرون جیمین: تو...

از شرم خلاص نمیشی … p28

نام فیک:عشق مخفیPart: 6ویو ات*هه نیومده داره قلدری میکنه نشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط