دوتا رفیق عاشق یه دختر بودند...
دوتا رفیق عاشق یه دختر بودند...
دختر سه تا پیک عرق می ریزه دوتاشو می زاره جلو پسرا میگه یکیش زهره...بخورین هرکی زنده بمونه با اون ازدواج می کنم...
اولی میخوره میگه...به سلامتی رفیقم که من بمیرم و اون به عشقش برسه
دومی میخوره میگه...سلامتی رفیقم که من بمیرم و اون به عشقش برسه
دختره هم میخوره و میگه...زهر تو این بود به سلامتی رفیق که من بمیرم و رفاقت شما بهم نخوره
ایندفه به سلامتی هرچی دختره با معرفته..آره داداش....چون بعضیاشون از خیلیای این پسرای مرد نما مردترن.....
مردی به صورت نیست.
به صفته..
دختر سه تا پیک عرق می ریزه دوتاشو می زاره جلو پسرا میگه یکیش زهره...بخورین هرکی زنده بمونه با اون ازدواج می کنم...
اولی میخوره میگه...به سلامتی رفیقم که من بمیرم و اون به عشقش برسه
دومی میخوره میگه...سلامتی رفیقم که من بمیرم و اون به عشقش برسه
دختره هم میخوره و میگه...زهر تو این بود به سلامتی رفیق که من بمیرم و رفاقت شما بهم نخوره
ایندفه به سلامتی هرچی دختره با معرفته..آره داداش....چون بعضیاشون از خیلیای این پسرای مرد نما مردترن.....
مردی به صورت نیست.
به صفته..
- ۴.۹k
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط