دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ..

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ...
اومده جلو من میگه : " این علامت حاکم بزرگ میتی کمان "
خواستم ضایع نشه زانو زدم احترام گذاشتم ...
لامصب برگشته
میگه :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تو نمیخواد احترام بذاری ...

تو از خودمونی زومبه !!! :|

هیچی دیگه با خاک یکسان شدم....
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 224♡⁠。⁠)⁩دستم ر...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

KIM V

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون...یه دختر 4 ساله داره ...اوم...

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ...او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط