یادمه چندسال پیش تو ویس یه پستی بود نوشته بود دوس دارین چ

یادمه چندسال پیش تو ویس یه پستی بود نوشته بود دوس دارین چجوری بمیرین
یادمه همون چندسال پیش زیر اون پست کامنت گذاشتم که
(دوس دارم یه روز صبح از خونه بزنم بیرون با دوستام برم دور دور تا شب اینقد بخندیم که دیگه نای راه رفتنم نداشته باشیم
شب برگردم خونه
خونه ای که جز من هیشکی اونجا نیس
برم کنج اتاقم بشینم
زانوهامو بغل کنم
تو تاریکی مطلق
تو سکوت مطلق
تو تنهاییه محض
کم کم
نفسم بره
کم کم
جون بدم
همین اندازه آروم
همین اندازه ساکت)

الان بعد چندسال ......

بگذریم...
دیدگاه ها (۳)

برای روزهای سرد سالکسی #خیال خوش بیاورد#امیرعلی_قربانی

چندسال پیش که هنو مدرسه میرفتم فک کنم پیش دانشگاهی بودموقتی ...

سلام ای غروب غریبانه دلسلام ای طلوع سحرگاه رفتنسلام ای غم لح...

یه سکوتی هم هس که واسه بعد از شنیدن یه سری حرفاییه که نباید ...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝕻𝖆𝖗𝖙 8روز ها می گذشت و تنش بین جِین و جونگ کوک روز به...

عشق در کتابخانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط