ویران شده ام......

ویران شده ام......


باز میای سوی منزلگه من
به چه ویران شده ام؟
من درهرلحظه زندگانی تو
مست وعریان شده ام
ای پریزاد کمندگیسوی من
به عشق تو سربه گریبان شده ام
همه گویند ازاین عشق حذرکن
بی تویک دم..جان تو بی سروسامان شده ام
ای تمام نفست خون دررگهای من
من برای عشق تو دست به دامان شده ام
نتوانم زنم دل به دریا....باشم ته دنیا
ای وفا..باناز تو ناز خرامان شده ام
سوی من می آیی...دل من را بردار
من برای دل تو ببین چه سوزان شده ام
ازروی تو ای حوری بهشت
شبها همدم پروانه ودیوان شده ام
همه گویند ازاین عشق حذرکن
چه بسا،بی خبران منکه قربان شده ام
سوی من می آیی...دل منرا بردار
من برای داشتنت گوش به فرمان شده ام
دیدگاه ها (۲)

بهم گفتی مدارا کن بااین حالی که من دارم بهت گفتم خیالی نیست،...

فکرمیکنی رنگ چشات خیلیا رو اب میکنه؟ فکرمیکنی ناز چشات چندتا...

دل خوش....... همین که یادمی.....دلم خوشه بهت کنارقلبمی........

اینجامن...کسی را می نویسم و گه گاه خودم را که همه او شد و ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط