از عـشـق تــو دیـوانـه شـدم

از عـشـق تــو دیـوانـه شـدم

تاب ندارم

در ڪـــوے تـو آواره شـدم

باڪ ندارم

آرے منم آݧ دیوانه ڪه گویند

از عـشــــق تـو دیـوانـه

شـده و خـواب نـدا‌رم..
دیدگاه ها (۵)

ﺩﻧﯿﺎ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩﻧﺪ ...

از همین میترسم که به کسی یا چیزی عادت کنی، اون وقت اون کس یا...

دلم برا اون لبخندی که وقتی منو میدیدی میزدی.خیلی.تنگ.شده.......

ندیدی!بغض صدایم را، لرزش دست ها ورنگ پریده ام را،هیچکدام را ...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

حنیف عمران زاده: یه شب تو باغ بودم تصمیم گرفتم از فوتبال خدا...

══════•• ❀ ••══════احساس میکنم که همین ‌جاست جنتموقتی که در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط