پارت⁹

پارت⁹

+ اوه اوه اروم باش

لی/: عزیزممممم ببین باهام چیکار کرد

✦: * از موهاش گرفت و محکم کشید * از نظر من دیگه فقط سیلی کافی نیس

لی/: اهه ولم کن

✦: * ولش کرد* حالا برو گمشو

+ به اعصابت مثلث باشششش

✦: ب..ببخشید

بعد چن دقیقه کنسر شروع شدو رفتن رو استیج

ویو الیسا:

بعد چن دقیقه رفتیم رو استیج وای اولین اهنگ seven بود واقعا استرس داشتم اصلا نمیدونم واکنش ارمیا به اون حرکات چیه مخصوصا 3D...کوک بهم یجوری نگاه می‌کرد،ولی تو اون نگاه یه حسی بود که اونو تشخیص نمیدم...

ویو کوک:

به‌نظر میرسه استرس داره...ولی تو اون لباس واقعا خوشگل شده اصلا نمیتونم چشم ازش بردارم،بلکه...نه نه اونجور چیزی ممکن نیس بشه ولی...

ویو لیا/:

اههه کوک چرا به این دختره اینجوری نگا میکنههه بهتره برم یکاری کنم الان اهنگ تموم میشه...اون نمیتونه که وسط استیج یه دنسرو کتک بزنه...

لی/: *وقتی اهنگ تموم شد رفت پیش کوک* کوکییی این دختره‌ی اشغال زنتو اذیت میکنه نمیخوای بهش یچیزی بگی؟؟ * لحن پیکمیانه*

✦: اه اه چندشششششش پیکمییی...هه بیچاره فک کردی من نمیتونم بهت چیزی بگم؟؟ * میکروفونو برداشت*

✦: ارمیای عزیز...لطفا شک نکنید بین این دوتا چیزی نیس ولی... * نیشخند * این دختر میخواد مخ کوکو بزنه ولی همش میرینه فک کرده خیلی خوشگله و در واقع پیکمیه...ممنون

اهنگ شروع شد و رفتن برا اجرا

بعد چن دقیقه اجرا تموم شد

ج/: اون حرفت زیادی سنگین نبود؟؟

✦: بهتر بزار سنگین باشه

لی/: خاک تو سرت احمق ابرو منو بردی

✦: هه حقته...*رفت*

✦: اههه چه رو مخخخخ اگه تور جهانی شروع شه من چیکار میکنممم

برش زمانی به خونه

ل/: * داشت فیلم نگا میکرد*

✦: من اومدمممم

ل/: خوش اومدیی

✦: چی نگا میکنییی

ل/: فیلم ترکیییی

✦: ایث،بازم مثل همیشه

✦: یه فیلم ترسناکی کمدی چیزی بزن

✦: همیشه یه ژانر و مهمتر از همه یه فیلمو نگا میکنیییییی

ل/: یه لحظه واستا ببینم اینجاش چی میشههه

✦: دوعان میفهمه زنش درواقع خواهر ناتنیش بوده * بی حال و با این 😃 قیافه*

ل/: عه پشمام درست بوددد چجورییی

✦: ای زهرمار چجوری هزار باره این فیلمو داری نگا میکنیییی همم فیلم ترکی خر تو خره اسونه حدس زدنش * با این 😃 قیافه *
دیدگاه ها (۰)

وقتی دنس میری

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P5کلید رو تو در ا...

پارت35 قمار یا زندگی

محو زیبایی او پارت ۳۰ویو رزا تو این مدرسه گیر افتادیم معلما ...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

dark love

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

پارت ۵۰ | پایان پروندهویو جونگ‌کوکچند دقیقه بود هیچ‌کس حرف ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط