باران سلام:
باران سلام:
خوش آمدی
دیر زمانی بود که در ذهن پرهیاهوی ما خاطره ای هم از تو نمانده بود.
از آخرین قدم زدن های دیوانه وار زیر نوازشهایت بسیار گذشته است.
همیشه مهمان ناخوانده بودی اما اکنون با دعوت بسیار امدی.
قدمت بر روی دیدگان ما،ببار که شعرهای نگفته بسیار داریم.
ببار که دلمان هوای عاشقانه ای کرده است.
ببار که زیبایی خدا را در تو میبینم.
ببار که خوش ندارم قاصد روزان ابری قصه اش شبیه به چوپان دروغگوی میز اخر دبستان باشد.
ببار که غبار غم آسمان دیارم را فرا گرفته است.
ببار ما نیز مثل تو دلتنگ دلتنگیم.
خوش آمدی
دیر زمانی بود که در ذهن پرهیاهوی ما خاطره ای هم از تو نمانده بود.
از آخرین قدم زدن های دیوانه وار زیر نوازشهایت بسیار گذشته است.
همیشه مهمان ناخوانده بودی اما اکنون با دعوت بسیار امدی.
قدمت بر روی دیدگان ما،ببار که شعرهای نگفته بسیار داریم.
ببار که دلمان هوای عاشقانه ای کرده است.
ببار که زیبایی خدا را در تو میبینم.
ببار که خوش ندارم قاصد روزان ابری قصه اش شبیه به چوپان دروغگوی میز اخر دبستان باشد.
ببار که غبار غم آسمان دیارم را فرا گرفته است.
ببار ما نیز مثل تو دلتنگ دلتنگیم.
- ۷۰۷
- ۳۰ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط