بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت صد هجده🍷🗡
+جناب آریامنش خطبه رو بخونم؟!
با جدیت سر تکون دادم
+مهریه تعیین شده؟
مهریه ؟ باید یه چیز با ارزش میگفتم
برگشتم سمتش
لب زدم
+به عنوان مهریه چی میخوای...
لب زد
_هیچی!
یکم نگاهش کردم و بعد خودم برگشتم سمت عاقد
گفتم
+یکی از کارخونه هام میدم بهش!
سری تکون داد
داخل دفترش چیزی نوشت
+بخونیم خطبه رو؟
اوکی دادم که شروع کرد به خوندن خطبه
+قبلتُ عروس خانوم؟
صدایی از پری نیومد!
اخمام رفت تو هم برگشتم و نیم نگاهی بهش انداختم که سرش پایین بود
با صدای پر از بغض گفت
+قبلتُ
عاقد مبارکی گفت و این دفعه برای من خوند که منم قبلتُ گفتم
به هردومون تبریک گفت
بلند شد و رفت
برگشتم سمت پری
که چشمام پر از اشک بود
دستامو گذاشتم دو طرف صورتش
صورتش و برگردوندم سمت خودم
پارت صد هجده🍷🗡
+جناب آریامنش خطبه رو بخونم؟!
با جدیت سر تکون دادم
+مهریه تعیین شده؟
مهریه ؟ باید یه چیز با ارزش میگفتم
برگشتم سمتش
لب زدم
+به عنوان مهریه چی میخوای...
لب زد
_هیچی!
یکم نگاهش کردم و بعد خودم برگشتم سمت عاقد
گفتم
+یکی از کارخونه هام میدم بهش!
سری تکون داد
داخل دفترش چیزی نوشت
+بخونیم خطبه رو؟
اوکی دادم که شروع کرد به خوندن خطبه
+قبلتُ عروس خانوم؟
صدایی از پری نیومد!
اخمام رفت تو هم برگشتم و نیم نگاهی بهش انداختم که سرش پایین بود
با صدای پر از بغض گفت
+قبلتُ
عاقد مبارکی گفت و این دفعه برای من خوند که منم قبلتُ گفتم
به هردومون تبریک گفت
بلند شد و رفت
برگشتم سمت پری
که چشمام پر از اشک بود
دستامو گذاشتم دو طرف صورتش
صورتش و برگردوندم سمت خودم
- ۹۵۸
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط