نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکن

نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکن

تو جفتِ خوب قلبمی ، فکرِ سوا شدن مکن

گره گره به پایِ من، نشسته دامِ خوبی ات

به رویِ دل نوشته ام ، شورِ رها شدن مکن

من و تو ما شدیم و تو، یواشکی و دزدکی

نقشه مکش ، تفکرِ شومِ جداشدن مکن

کنون که روحِ ما دوتن، گشته وجودِ واحدی
بر اتحادِ ما دو تن، فکرِ دوتا شدن مکن

به ذره های جانِ خود منم که بنده ات شدم
برای جانِ دیگری کار خدا شدن مکن
دیدگاه ها (۳)

بغلم کن به تو احساس عجیبی دارمبه دو لبهای تو وسواس غریبی دار...

هواڪم آوردموبغض طولانےستمگرنہ اینڪہ تویےآرزوےدیروزمونذرها ڪر...

همین که هستیهمین که در سرای دلم راه میرویهمین که گاهی پناه و...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...زمین هم آسمان گرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط