سوزی ویو
سوزی ویو:
گوشام داغ کرده بود.
یک استاد توی روز اول به چه حقی این طوری با من حرف میزنه؟
ابروهام ناخداگاه بالا رفته بود، مثل همون عادت همیشگی.
همون طوری که زیر لب ناسزاهایی به «استاد کیم» میگفتم کلید ماشین رو از توت بگ «Cool Cats» در آوردم و به سمت ماشین چری رنگم رفتم.
وقتی قفل در رو زدم، دستی روی شونم حس کردم.
سارا بود، با چشمایی پر از شیطنت
= (علامت سارا همین بود؟🤡) یه چیزایی بین تو و اون استاد کیم هست
+ امیدوارم آهن گل گرفته هم بینمون نبود
هوفی کشیدم
+ که در واقع نیست!
جلو تر از من سوار ماشین شد. در راننده رو باز کردم و نشستم. توت بگ کول کت رو انداختم روی پاهاش و شروع به رانندگی کردم.
از گوشه ی چشم معلوم میشد که داره کتاب هاش رو از کیفش در میاره تا تکالیفش رو توی همین ماشین انجام بده.
توت بگ رو گشت تا جامدادی ابری رو پیدا کنه.
=ببینم، خودکار ابری مورده علاقت کو؟
+بعد از این که از کلاس دلقک بیرون اومدم انداختم اون تو
=خب.... شاید توی کلاس دلقک جا مونده!
نامجون ویو:
کشوی قفل داری که ورق های امتحانی رو میزاشتم تو با کلیدی که دسته کلید چرمی داشت باز کردم و خودکار رو گذاشتم توش.
بعضی از راز های مورد علاقه، شخصی میمونن.
گوشام داغ کرده بود.
یک استاد توی روز اول به چه حقی این طوری با من حرف میزنه؟
ابروهام ناخداگاه بالا رفته بود، مثل همون عادت همیشگی.
همون طوری که زیر لب ناسزاهایی به «استاد کیم» میگفتم کلید ماشین رو از توت بگ «Cool Cats» در آوردم و به سمت ماشین چری رنگم رفتم.
وقتی قفل در رو زدم، دستی روی شونم حس کردم.
سارا بود، با چشمایی پر از شیطنت
= (علامت سارا همین بود؟🤡) یه چیزایی بین تو و اون استاد کیم هست
+ امیدوارم آهن گل گرفته هم بینمون نبود
هوفی کشیدم
+ که در واقع نیست!
جلو تر از من سوار ماشین شد. در راننده رو باز کردم و نشستم. توت بگ کول کت رو انداختم روی پاهاش و شروع به رانندگی کردم.
از گوشه ی چشم معلوم میشد که داره کتاب هاش رو از کیفش در میاره تا تکالیفش رو توی همین ماشین انجام بده.
توت بگ رو گشت تا جامدادی ابری رو پیدا کنه.
=ببینم، خودکار ابری مورده علاقت کو؟
+بعد از این که از کلاس دلقک بیرون اومدم انداختم اون تو
=خب.... شاید توی کلاس دلقک جا مونده!
نامجون ویو:
کشوی قفل داری که ورق های امتحانی رو میزاشتم تو با کلیدی که دسته کلید چرمی داشت باز کردم و خودکار رو گذاشتم توش.
بعضی از راز های مورد علاقه، شخصی میمونن.
- ۸۰
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط