گفتــم ڪه نفـــس ، صــداے پایـت

گفتــم ڪه نفـــس ، صــداے پایـت
آمـد
گفتــم ڪه هــوس ، روےچوماهـت آمـد
محڪوم به حبـس ، تا ابـد بودم و بــعد
گفتــم ڪه قفــس. . .چشــم سیـاهت آمـد
رفتــم و دلــت ، اســـیر چشــمانم شد
در بغــض گلو ، گریـه و آهـــت آمــد
بشڪست دلــم ، ڪه مثل ڪوهے بودم
تا لرزه از آن ، سمــت نگاهــت آمــد
گفتـم ڪه به ڪوه مےشــود تڪیــه ڪنــم ؟؟
گفت: پیـش بیا ، ڪه تڪیه گاهت آمد
دیدگاه ها (۶)

ًگفتــم که نفـــس ، صــداے پایـت آمـدگفتــم که هــوس ، روےچو...

گفتم که نفس ، صدای پایت آمدگفتم که هوس ، روی چو ماهت آمدمحکو...

مثل یک‌ درد مرا می کِشد این سیگارم مثل اعدامی تشویش زده بیدا...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه...نه هرگز!بی تو حتی شب من ماه...

‍ __❤️❤️❤️❤️---- بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه ... نه هرگز...

‍ __❤️❤️❤️❤️---- بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه ... نه هرگز...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه ...نه هرگز!بی تو حتی شب من ما...

!...بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه ...نه هرگز!بی تو حتی شب م...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه...نه هرگز!بی تو حتی شب من ماه...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه... نه هرگز!!!بی تو حتی شب من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط