تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟
در آغوشش بگیری و دست نوازشی به سر و رویش بکشی
بگویی: جانه دلم، غصه نخور، تمام میشود
جانه دلم، بی تاب نشو اینقدر، روزهای بی حوصلگی ات تمام میشود
پدری چه؟ پدری کرده ای؟
غیرتی شوی از اینهمه بی تابی اش
صدایت را خش دار کنی و بلندتر، جوری که از ابهت صدایت بترسد
سرش فریاد بزنی: که ای دل بی مروت، بس است
به خودت رحم نداری، به من پدر رحم کن
رها کن آن بی مذهبی را که تو را به این روز انداخته
باید برای دلتان پدری و مادری کنید
هوایش را داشته باشید
این دل را تنها و بی کس نکنید
که مبادا میان آن همه بغض، بی دل شوید...
دیدگاه ها (۱)

در این دنیایی که من شناختممی‌شود با کسی بودو بی‌کسی را مزه م...

تا بداند که شبِ مابه چه سان می‌گذرد ؛غمِ عشقش دِه وعشقش دِه ...

برای خوب شدن حالماننیازمندِ یک دوست داشتن هستیم؛بیاید بچسبدو...

بعضی‌وقت‌ها قرمز بودمبعضی‌وقت‌ها سبز گاهی آبیگاه صورتیزرد هم...

دروغ شیرین چپتر بیست و یک شاید چون از توجهی که بهم داشتی لذت...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

╭╌┄ Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۷ دروازه‌های کات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط