𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟒
ویو تهیونگ
بعد از خوردن صبحونه و حرف زدن با پدر و مادر ات برای رفتن به موتور سواری.
من زنگ زدم به یکی از افرادم که با موتور بیاد و ماشین رو از اینجا ببره.
و تو همین حال هم ات داشت حاظر میشد.
وقتی از اتاقش اومد بیرون. موهای بالا بسته شده و یه ارایش خیلی ملایم و لباسه سفیدش که با شلوار خاکستریه تیره اش ترکیبه قشنگی رو به نمایش میزاشت.
با هم از خونه خارج شدیم و وقتی موتور رو دید حس میکردم چشماش قلبی شدن و از صورتش خوشحالی میبارید.
کلاه کاستم رو سرم کردم و واسه اونم یه کلاه کاسته جدا اورده بود. به سمتش رفتم و جلوش وایستادم.
ته:اولویت ایمن بودن توعه پس...
کلاه رو اروم روی سرش گذاشتم.
و بعد سوار موتور شدم .
ته:فقط نگاه نکن جوجه سوارشو.
به سمته موتور اومد و دستاشو اول اروم گذاشت رو شونم. حس دستای کوچیکش رو شونم حسه خیلی خوبی میداد.
و وقتی که نشست دستش رو دور کمرم حلقه کرد. اول کمی منقبض شدم اما بعد میتونستم تو اون حلقه ی دستاش مثله کره ذوب شم.
موتور رو روشن کردم و اول خیلی اروم از کوچه پس کوچه ها عبور کردیم.
ته:دلت سرعت میخواد؟ اگر دوست داری دوبار بزن رو شونم.
اروم دوبار دستشو زد به شونم.
بعد فهمیدم اینکه سرعت دوست داره. با پیچش بعدی وارد اتوبان شدیم و با سرعت میروندم.
محکم شدن دستاشو دور کمرم حس کردم .
دسته چپم رو روی حلقه ی دستاش برای مدتی گذاشتم و بعد برای گرفتن کلاج دستمو دوباره روی فرمون موتور گذاشتم.
سلام 😐👋🏻
میدونم خیلی دیر پارت میزارم و اگر خیلی منتظر موندید شرمنده عزیزانم 😐🎀🫶
#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟒
ویو تهیونگ
بعد از خوردن صبحونه و حرف زدن با پدر و مادر ات برای رفتن به موتور سواری.
من زنگ زدم به یکی از افرادم که با موتور بیاد و ماشین رو از اینجا ببره.
و تو همین حال هم ات داشت حاظر میشد.
وقتی از اتاقش اومد بیرون. موهای بالا بسته شده و یه ارایش خیلی ملایم و لباسه سفیدش که با شلوار خاکستریه تیره اش ترکیبه قشنگی رو به نمایش میزاشت.
با هم از خونه خارج شدیم و وقتی موتور رو دید حس میکردم چشماش قلبی شدن و از صورتش خوشحالی میبارید.
کلاه کاستم رو سرم کردم و واسه اونم یه کلاه کاسته جدا اورده بود. به سمتش رفتم و جلوش وایستادم.
ته:اولویت ایمن بودن توعه پس...
کلاه رو اروم روی سرش گذاشتم.
و بعد سوار موتور شدم .
ته:فقط نگاه نکن جوجه سوارشو.
به سمته موتور اومد و دستاشو اول اروم گذاشت رو شونم. حس دستای کوچیکش رو شونم حسه خیلی خوبی میداد.
و وقتی که نشست دستش رو دور کمرم حلقه کرد. اول کمی منقبض شدم اما بعد میتونستم تو اون حلقه ی دستاش مثله کره ذوب شم.
موتور رو روشن کردم و اول خیلی اروم از کوچه پس کوچه ها عبور کردیم.
ته:دلت سرعت میخواد؟ اگر دوست داری دوبار بزن رو شونم.
اروم دوبار دستشو زد به شونم.
بعد فهمیدم اینکه سرعت دوست داره. با پیچش بعدی وارد اتوبان شدیم و با سرعت میروندم.
محکم شدن دستاشو دور کمرم حس کردم .
دسته چپم رو روی حلقه ی دستاش برای مدتی گذاشتم و بعد برای گرفتن کلاج دستمو دوباره روی فرمون موتور گذاشتم.
سلام 😐👋🏻
میدونم خیلی دیر پارت میزارم و اگر خیلی منتظر موندید شرمنده عزیزانم 😐🎀🫶
#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
- ۲۷۵
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط