p

p2

ویو چان * توی مراسم خیلی باهم گپ زدیم و در مورد علاقه هامون کلی حرف زدیم خیلی شباهت داشتیم اخر مراسم ازش پرسیدم می تونیم این بحثا رو ادامه بدیم ؟

ات *اره چرا که نه من از خدامه که با یکی مثله شما در ارتباط باشم

چان *پس اگه میشه میتونم شمارتون رو داشته باشم ؟

ویو چان * شمارشو گرفتم دیگه مثله همیشه نبودم حسه بدی که داشتم از بین رفته بود می تونستم از ته قلب بخندم تا این که رسیدم خونه .
زنی که باهاش کات کردم بهم پیام داد .

**چان تو خیلی عوضی ای هیچ وقت برام وقت نداشتی **
ویو چان* دلم میخواد خودمو بکشم اخه من چی براش کم گذاشتم من یه ایدلم و همیشه کاردارم کسی که تهت فشاره منم نه اون .

ازش معذرت خواهی کردم در صورتی که مغصر اون بوده که شب کز کردم و اشکم در اومد که اصن چرا این توقع ها این قدر زیاد شد .
به ا ت پیام دادم که شاید فردا برای وقت ناهارش بتونم ببینمش . اونم مشکلی نداشت .
فرداش بعداز تمرین رفتم خونه یه لباس خوب پوشیدم بهترین عطرمو زدم و کفشامو واکس زدم و رفتم سره قرار نمی دونم چرا تا دیدمش زدم زیره گریه

ات * وا اخه چی شده که انقدر ناراحتین من با عثشم؟
بغلش کردم * می تونین به من بگین *
چان *ز. زنم ازم جدا شد و منو وارد عذاب کرده من م.. من نمی دونم چی کار کنم هق هق .
ات *به نظرتون لیاقت و ارزش شما رو داشت ؟
ویو چان * با اون حرفش یخ زدم ذهنم قانع شد که مقصر واقعا من نیستم *
خودمو جمعو جور کردم و از بقلش اومدم بیرون و ازش تشکر کردم
با هم رفتیم قدم بزنیم و اون یه جای خوب رو پیش نهاد کرد که در از سنگ فرش و ساخته ها ی بلندو قدیمی بود ولی هنوز جای خوبی بود (مثه بازار بزرگ تهرانه خودمون)
رفتیم یه ناهار خوردیم و اومدیم بیرون
چان *من واقعا از شما ممنونم *
ات * من که کاری نکردم ولی جدی انقدر خودتونو سرزنش نکنین *
دیدگاه ها (۵)

موافق نیستین؟

سلام می خواستم از همه برای این دو روز معذرت خواهی کنم 🌸جایی ...

p1ویو چان * مثله همیشه بی احساس از خواب بلند شدم وشورع کردم...

توضیحات p1 چان با یه کارمند وارد رابطه میشه و باهاش ازدواج ...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۳ویو اتاون بهم سیلی زد هه انتظا...

پارت ۵ فرشته کوچولو ویو ات ساعت ۷ شب بود که کوک بهم گفت برم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط