یادش بخیر؛ روزگاری که گوشی‌هایمان کوچک بود، اما حرف‌هایما

یادش بخیر؛ روزگاری که گوشی‌هایمان کوچک بود، اما حرف‌هایمان بزرگ. آن روزها که خبری از ویترین‌های رنگارنگِ مجازی نبود و همه چیز در طنینِ یک “صدا” خلاصه می‌شد. گوشی‌های قدیمی، “اصالت” داشتند؛ اهلِ تظاهر نبودند. فقط بودند که صدایِ گرمی را به گوشِ مشتاقی برسانند. حالا در هیاهویِ هزاران نرم‌افزار و چت‌های بی‌پایان، انگار آن “صفا” لابلایِ نوتیفیکیشن‌ها گم شده است. چقدر دلم تنگ شده برای آن وقت‌هایی که شنیدنِ صدایِ کسی، تمامِ تنهایی‌مان را پر می‌کرد؛ نه مثلِ حالا که در میانِ دنیایی از آنلاین‌ها، از همیشه تنهاتریم…
دیدگاه ها (۱۷)

همه دوست دارند داستانِ دست‌های پینه‌بسته‌ی تو را بشنوند و بر...

عشق، زیباترین نامی‌ست که بر یک انتحارِ تدریجی گذاشته‌اند. مص...

عشق وقتی از بسترِ منطق سرریز کند، نامش «جنون» می‌شود؛ ساحتی ...

گاه چنان هجومِ تلخی‌ها بی‌امان می‌شود که گویی جهان، تمامِ در...

روزگار، بی‌رحمانه از میان انگشتانم گریخت؛ بی‌آنکه بدانم، بی‌...

در جنوب، گرما تنها یک پدیده نیست، بلکه خصلتِ آدم‌هاست. مردمی...

در جنوب، گرما تنها یک پدیده نیست، بلکه خصلتِ آدم‌هاست. مردمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط