باید کرکره ها را بکشم پایین...

باید کرکره ها را بکشم پایین...

موهایم را ببافم...

یک لباس شل و وارفته بپوشم...

چراغها را خاموش کنم...

در را روی خودم ببندم...

کلیدش را قورت بدهم...

همانجا پشت تنهایی سنگر بگیرم...

و به همه بگویم...

دنیای من تعطیل است...

بدون او...
دیدگاه ها (۱۱)

پشت حرف های یک مرد...پشت نوازش ها...سرزنش ها...پشت تمامی نگا...

در من کوچه هاییست که با تو...سفرهاییست که با تو...روزهاییست ...

دو تا رفیق بودن که همیشه با هم پیک میزدن...بعد از چند وقت یک...

به سلامتیه تموم نامردا...که اگه نبودن مردا شناخته نمیشدنبه س...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

سکوت پیست²Part:⁴خواستم با همین لباس پایین برم که لباسی اویزو...

برده عمارت جئون

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۸" در آغوش رویای آبی ات " ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

برده عمارت جئون

اخرین دعا 28

اسم فیک: عشق در یک نگاه part: 6همون پسری که خیلی سرد و مغرور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط