ازدواج نافرجام

《 ازدواج نافرجام 》
⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 58 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩


جرعه ای از نوشیدنی نارنجی رنگش که طعم انواعی میوه ها رو داشت نوشید اما تلخی عجیبی داشت که باعث شد اخم ریزی بین آبرو هاش بشینه ( نکنه الکل داشته باشه ) روبه یکی از گارسون های که پسر جوانی بود گفت ..... ویوا : ببخشید این نوشیدنی بدون الکله
گارسون تعظیم کوتاهی کرد و نگاهی به لیوان لبه دار دختر انداخت و جواب داد ...... بله خانم درسته
ویوا : ممنون میتونی بری
حالا که از سالم بودن نوشیدنیش مطمئن شده بود با خیالی راحت مشغول نوشیدنش شد اما هنوز طعم تلخش زننده و در عین حال جذب کننده بود
چندین بار گارسون ها همون نوشیدنی رو بهش تعارف می‌کردن
و میگفتن از طرف اینهاست ... و اینها هر از گاهی پیشش می‌نشست و مثل همیشه شوخی های بی‌شرمانه و بی‌جایی که در مورد جونگکوک باهاش میکرد اما به ترز عجیبی سرش گیج می‌رفت
و هر بار که حرف از جونگکوک میزد با فکر کردن بهش بالا رفتن حرارت بدنش رو حس میکرد
لحظه ای میشد که اینها از کنارش بلند شده بود و گاسون برای بار سوم همون نوشیدنی نارنجی رو بهش داد. .... هر لحظه دید چشماش تار میشد و سر گیجش بیشتر و احساس سر خوشی میکرد که لبخند به لبش می‌آورد

اما دختر بی‌خبر از نگاه های پیروزی مندانه و لبخند حرصه هه‌را یی بود
که بهش خیره شده بود ( بزار ببینم وقتی جونگکوک ترو اینجوری مست ببینه بازم میتونی باهاش توی یه تخت بخوابی )
..........
اینها با دیدن حال دوست که با لبخند مستانه ای به پشتی مبل تکیه داده بود با عجله کنارش نشسته و دستش به صورت و موهاش دختر کشید و با لحنی نگران گفت .... اینها : دختر ببینم تو مستی ... مگه چقدر خوردی ؟
با شنیدن صدای زنگ گوشی نگاهش رو از دختر گرفت و به کیف دستی مشکیش دوخت که صدای آزار دهنده رنگش مداد شنیده میشد
درحال که گوشیش رو برمیداشت خطاب به دختر گفت
اینها : این از کیه داره اینطور زنگ میخوره
اما اون هوشیاری لازم رو برای درک و شنیدن حرفاش نداشته...اینها با دیدن اسم جونگکوک که روی صفحه گوشی نمایان شده بود که گوشه لبش رو گزید ..... اینها : اگه جونگکوک ترو اینجوری ببینه بد بخت میشیم
با تردید انگشت روی صفحه گوشی کشید و جواب داد وقتی گوشی رو نزدیک گوشش برد صدا عصبی جونگکوک رو شنیدن
جونگکوک : ویوا گدوم گوری هستی چرا گوشیتو جواب نمیدی
اینها : سلام
جونگکوک با شنیدن صدا ناآشنایی اخمش غلیظ تر شد و با لحنی جدی سردش ادامه داد ..... جونگکوک : تو کی هستی ویوا کجاست
اینها : من سو اینها هستم دوست ویوا...راستش اون زیاد حالش خوب نیست .... ادامه دارد




به نظرتون واکنش جونگکوک به رفتار ویوا چیه ؟ حتما حدس هاتون برام کامنت کنید
آپ پارت بعد بستگی به حمایت و کامنت های شما داری
دیدگاه ها (۶۲)

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 59 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩از ...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 60 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩دست...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 57 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩دخت...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 56 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ساع...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 118 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩صب...

ادامه پارت 103وسط اتاق ایستاد چطوری اون رفتار لحنش رو فراموش...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 101 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط