چند پارتی
چند پارتی.....11
NEME : پیچ و خم در وینستون
G _=
بعد از حدود یک ربع خستگی بر او قلبه مرد و چشمانش فرو افتاد و به خواب رفت....همه چیز در سکوت متلق ، اما فقط برای 1 ساعت.
مدتی بعد....
حدود ساعات 2 و یا « 2:30 » بود که کم کم خواب از سرش افتاد و بیدار شد ، از روی کاناپه و یا همان مبل قدیمی و راهتش بلند شد و آرام آرام با چشمانی خمار اما سرحال ؛ به سمت آشپز خانه رفت ؛ احساس تشنگی میکرد و کمی گرسنه بود پس ماهیتابه را از کابینت برداشت و در آن آب ریخت و آن را روی گاز گذاشت ، بسته نودلی را برداشت و آن را باز کرد آب که بعد از مدتی به جوش آمده بود ؛ بخارش بلند شد صدای جوشیدن آب آشپزخانه را گرفت ، بسته باز شده نودل را درون آب ریخت و ادویه های مود علاقه اش را به الاوه ادویه های خود بسته نودل درون ماهیتابه ریخت و درش را بست.
تلویزیون را روشن کرد بر عکس روحیه آروم سرد و خشنش اکثرا انیمیشن و یا انیمه نگاه میکرد. دقیقا ساعت « 2:40 » انیمه «رویایی بزرگ در دنیایی کوچک» رو نشون میداد پس برای تماشایش روی کاناپه خود لم داد...خانم سو اکثرا از لامپ های خاموش خوشش نمی آمد پس لامپ هارا روشن کرد.
دوباره به سمت آشپز خانه و یخچال رفت نوشیدنی همیشه گی اش را برداشت و درش را باز کرد.
به سمت ماهیتابه رفت و گاز زیرش را خاموش کرد ، سپس کاسه را برداشت و تمام نودل را توی همان کاسه ریخت و چاپستیک به دست به سراغ مبلش رفت.
نوشیدنی اش را سر کشید و نودلش را هنگام دیدن انیمه اش تمام کرد....
حال واقعا سر حال بود اما از کمی چرت زدن نمیگذشت.
بالا خره به سمت تختش رفت و....
ادامه دارد....
RINKA_FOJISAWA _-_H....R.....
خوشحال میشم نظرتو بدونم!
NEME : پیچ و خم در وینستون
G _=
بعد از حدود یک ربع خستگی بر او قلبه مرد و چشمانش فرو افتاد و به خواب رفت....همه چیز در سکوت متلق ، اما فقط برای 1 ساعت.
مدتی بعد....
حدود ساعات 2 و یا « 2:30 » بود که کم کم خواب از سرش افتاد و بیدار شد ، از روی کاناپه و یا همان مبل قدیمی و راهتش بلند شد و آرام آرام با چشمانی خمار اما سرحال ؛ به سمت آشپز خانه رفت ؛ احساس تشنگی میکرد و کمی گرسنه بود پس ماهیتابه را از کابینت برداشت و در آن آب ریخت و آن را روی گاز گذاشت ، بسته نودلی را برداشت و آن را باز کرد آب که بعد از مدتی به جوش آمده بود ؛ بخارش بلند شد صدای جوشیدن آب آشپزخانه را گرفت ، بسته باز شده نودل را درون آب ریخت و ادویه های مود علاقه اش را به الاوه ادویه های خود بسته نودل درون ماهیتابه ریخت و درش را بست.
تلویزیون را روشن کرد بر عکس روحیه آروم سرد و خشنش اکثرا انیمیشن و یا انیمه نگاه میکرد. دقیقا ساعت « 2:40 » انیمه «رویایی بزرگ در دنیایی کوچک» رو نشون میداد پس برای تماشایش روی کاناپه خود لم داد...خانم سو اکثرا از لامپ های خاموش خوشش نمی آمد پس لامپ هارا روشن کرد.
دوباره به سمت آشپز خانه و یخچال رفت نوشیدنی همیشه گی اش را برداشت و درش را باز کرد.
به سمت ماهیتابه رفت و گاز زیرش را خاموش کرد ، سپس کاسه را برداشت و تمام نودل را توی همان کاسه ریخت و چاپستیک به دست به سراغ مبلش رفت.
نوشیدنی اش را سر کشید و نودلش را هنگام دیدن انیمه اش تمام کرد....
حال واقعا سر حال بود اما از کمی چرت زدن نمیگذشت.
بالا خره به سمت تختش رفت و....
ادامه دارد....
RINKA_FOJISAWA _-_H....R.....
خوشحال میشم نظرتو بدونم!
- ۱۳۹
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط