با خنده بریدی دل و با گریه دویدم

با خنده بریدی دل و با گریه دویدم
گفتی به من خسته همین است سزایت

دیوار به دیوار فقط کوچه ی بن بست
از دست من مست ببین کرده جدایت

امشب به تو از درد دلم گفتمت ای عشق
لب با تو ولی باز نکردم به شکایت

تا زنده ام امروز بیا باش ، که فردا
یک مشت فقط خاطره مانده است برایت


نسرین_حسینی

.
دیدگاه ها (۰)

در قفلِ فرو بسته‌ی غمهای دل خویشآن کهنه کلیدیم که دندانه ندا...

👌👌👌

سخت است دلم دستِ تو باشد تو نباشیهستیِ من از هستِ تو باشد تو...

عقل باشد راه بند هر خطا جهل باشد منشأ جور و جفا عقل را ب...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

برادر ناتنی بد🎀p¹⁹+اخ دستم چته _ببین بل دوستایه من گرم نمیگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط