روزگاریست بی‌حادثه

روزگاریست بی‌حادثه
روزگارِ ترس از شروع و
#بوسه‌ای بر راه
روزگار بی‌مرگی ها
آدمی میماند و ردِ کبودیِ پنجه‌ای بر گلو...
دیدگاه ها (۲)

حسابش از دستم در رفته استدفعاتی که مراقربانی#رفت و #آمد هایت...

#دوستت_دارمو این تنهاحرف #زنانه ایستکه #مردانه #قولش را میده...

و #عشقاگر با حضور همین #روزمرگی هاعشق بماند عشق است...#شاملو

یاد گرفته‌امکه هیچ فرقی نمی‌کندچقدر خوب و #وفادار باشم !زیرا...

فصل ششم: گرمایِ غیرمنتظرهپس از آن حادثه، تنش میان آن‌ها از ح...

پارت هشتمدو روز بعد امروز جونگکوک باید بره کمپانی چون مربی ب...

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط