غمگینترین حالتم را زمانی یافتم که دلتنگ بودم اما قدرت

غمگین‌ترین حالتم‌‌ را زمانی یافتم که دلتنگ بودم اما قدرت عقلم پیشی گرفته بود از هرچه قدرت است در جهان، جلویم را گرفته بود که هیچ کار اشتباهی نکنم هیچ دری را برای بازگشت رفتگان باز نکنم پشت تمام در وپنجره‌ها را قفلی بیاندازم وبنشینم تا صدایشان کم کم بی رنگ شود، تا تمام و کمال بروند.
دلم شکسته بود، دلم تنگ بود، دلم می‌دوید درها و پنجره‌ها را باز کند، عقل اما مشت می‌کوبید بر دهان تمام خواسته‌ها...




#دِلَش_برایم_تَنگ_نِمی‌شود؛
#او_را_به_من_بِدِلْتَنگانید... ❤️😑😌
#هوم؟!


(( یک لحظه نشد خیالم آزاد از طو ..))


#خاص #قشنگ
دیدگاه ها (۱)

آدم وقتی چیزی رو فهمیده، دیگه نمی‌تونه ندونه!وقتی که فهمیدم#...

روزی زِ لُپ یار کردم بوسی/گفت هم بی ادب و هم لوسی/گفتم گناهم...

اگر توان ماندنت نیست، کسی را در آغوش نگیر...که سکوت میکند تا...

عاشقت بودم...ولی ناجور سوزاندی مرا! نقره داغش میکنم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط