عشقشمشیربازوخبرنگار

#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگار

part3

جینو نگاهی به چشمان ذوق زده رومی کرد
_اگه مشکلی نیست میشینم
مربی=مشکلی نیست میتونید
_ممنونم
+جینو
_جانم قشنگم
+مرسی
_واسه چی قشنگم؟؟
+اینکه پیشمی و پشتمی
_منم ممنونم بابت بودنت
مربی رومی را صدا زد و اشاره کرد که بره سر تمرین
رومی رفت و تمرین و شروع کرد و جینو نشست و غرق تماشای رومی شد

تمام دختران باشگاه با دیدن جینو به جینو علاقه مند شدند ولی از اینکه جینو فقط به رومی نگاه میکرد حسودیشان میشد

مربی زمان استراحت داد
رومی رفت تا کمی آب بخوره
یکی از دختران از این موقعیت استفاده کرد و به سمت جینو رفت
(علامت دختره&)
&سلام من اریکا هستم
_بله؟؟
&میشه با من اوکی شید؟
_دوست دختر دارم
&خوب منم دومی
ناگهان رومی آمد و موهای دختر را گرفت
+تو کی هستی که به دوست پسرم درخواست میدی؟؟
جینو رومی را در آغوش گرفت
_رومی آروم باش ولش کن
+کسی حق نداره نزدیکت بشه این بهت درخواست داده
_باشه عشقم آروم باش ولش کن
رومی آروم ولش کرد
مربی به سمتشون اومد
مربی=اریکا با چه حقی به دوست پسر رومی درخواست دادی؟؟
&معذرت میخوام مربی
مربی=فردا مادرت و میاری تا بفهمه دخترش به پسری که دوست دختر داره درخواست داده
&مربی
مربی=تمام
جینو نگاهی به رومی کرد
رومی بغض کرده بود
_رومی قشنگم چیشده؟؟
+هوم هیچی
_بغض کردی
اشکی از چشمان رومی افتاد
جینو رومی را در آغوش گرفت

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگار part4+ترسیدم_چرا قشنگم؟؟+اینکه از دس...

#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگار part 5وارد اتاق رومی شدندرومی وسایلش...

#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگارpart2وارد باشگاه شمشیر بازی شدندباشگا...

دوست نداشتم منتظر بمونیداینم پارت 1#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگارpa...

fallible love(عشق خطا پذیر)چند پارتی

رمان جیمین

P7💫یونگی«اون...اون... یوری...بود...صورتش زخمی بود و لباس پار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط