من تنهایم

من تنهایم
بی تو ،
هیچ کاری نمی توانم بکنم
دیگر شعر هم نمی توانم بنویسم
و این تنهایی تلخ است
تلخ ؛

مثل نوازنده ای که
با دست های بریده به پیانو می نگرد.
دیدگاه ها (۱۲)

♣ ️ماشقایقهای باران خورده ایم♣ ️سیلی ناحق فراوان خورده ایم♣ ...

ﻫﻤﯿﻦ ﻋﻘﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺳﺎزدزﻣﺎﻧﯽ از ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻫﺎی ﻣﺎ ...

گفتم تو بگو شعر برایت چه بخوانم؟گفتے غزل تلخ خداحافظے ات را....

آدم ها از دستاونی که دوستش دارند زودترناراحت میشند.باکمترین ...

«یک نیمه‌ی من با تو رفته، و نیمه‌ی دیگر، فقط برای تماشای این...

حســــــــرت تنها یادگاری ست ڪه از دستتــــــو براے من جا ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط