حکایت

حکایت
بایزید بسطامی ..
نقل است که شیخ از پس امامی نماز می کرد. پس امام گفت: یا شیخ! تو کسبی نمی کنی و از کسی چیزی نمی خواهی. از کجا می خوری؟ شیخ گفت: صبر کن تا نماز قضا کنم، که نماز از پی کسی که روزی دهنده را نداند، روا نبود...
دیدگاه ها (۳)

حکایتی دیگر »»»»»»»»»»نقل است که گفت: «آن کار که بازپسین کار...

تا بعد ::::::::::::::اگر فرصتی داده شود ...

ملاک ...طراط مستقیم .صراط مستقیم .مرتضی علی .

بسم الله .

#حکایت_قدیمی دعای محبتروزی زنی به دیدار شیخی رفت و به او گفت...

ادامهٔ سناریو (حکایت ادامهٔ ادامهٕ تکپارتیه 🤣)ات ناز کیوت: م...

I loved be angel PART 32تهیونگ. از شرکت اومدیم بیرون و به با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط