امشب افتــاده به جانـــم تب یادت ، چه کنم؟

امشب افتــاده به جانـــم تب یادت ، چه کنم؟
من نــدارم به غم هجر تـــو عادت ، چه کنم؟

روزگــاریست که دیــــوانه و بیمــــار توأم
مانــده ام گر تــو نیایی به عیادت ، چه کنم؟

گشته کابوس شبم ، دست تـو در دست رقیب
آتشــم می زنـــد این حس حسادت ، چه کنم؟

هر دری بـــود زدم تا تــو بمانی ، که نشـد
گر مرا نیست به وصل تو سعادت ، چه کنم؟

عمر و جانم به فدایت همه ، ای دوست بگو
با چنین وسوسه ی عرض ارادت ، چه کنم؟

تا به دل مهر تو برجاست ، تو را می طلبم
دوست دارم که شوم وفق مرادت ، چه کنم...؟!
دیدگاه ها (۲۸)

نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر استبه خیسی چمدانی که عازم س...

مگه خوشگلتراز الی جووون من هست آخه؟؟؟؟مگه داریم؟؟؟مگه میشههه...

دلم.. یک اتفاق تازه می خواهد..!!نه مثل عشق و دل دادن..؛نه در...

♡♡♡♡♡

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط