...

...
گم شده ام
ته دنیا
آنجا که اسمش هیج جا نیست
جایی‌ که لبخند زندگی‌ به درهای بسته خورده
و هیچ پنجره‌ای رو به دنیای بزرگتری باز نمی شود
اینجا زمین فقط شور در سینه ‌ات می‌‌کارد و
آسمانش هر چه بادا باد است
اینجا نفس که می‌‌کشی‌
دیوارها خودشان را جلو می‌‌اندازند
تا به جان دقیقه‌ها و ساعت‌ها بیفتی
بشمار روزهای رفته‌ام را...
دیدگاه ها (۱)

ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺻﺮﺍطے ﻣﺴﺘﻘﯿﻢﻧﯿﺴﺘﻦﺗﻮ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺟﻮﺭے ﺑﺎﺵﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﺤﺒ...

این متن واقعأ زیبـــــــــــــــــاستبه تاریخ های روی سنگ قب...

یاس را باید کاشتتووی گلدان ظریفی که پر از عطر خداست و سپس گل...

آمدی تا کم کنی از وسعت چشم انتظاری های منیا که می خواهی بیاف...

پارت5***اتاقِ یو ایل کوچک و ساکت بود، اما سکوتش از نوعِ آرام...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۹: فرار از میانِ سایه‌هاصدایِ برخوردِ چک...

پارت چهارم: انبار رز سیاه 🥀🖤چند ساعت بعد، انبار قدیمی در سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط