خب اینم پارت البته چون حوصلم سر رفته بود دادم وگرنه
خب اینم پارت 13 😁البته چون حوصلم سر رفته بود دادم وگرنه هنوز ناراحتم .به قول دوستم ادامشو نمیدم دق دق 😂
---------------------------
.ویو دازای .
فعلا ولش کردم چون باید میرفتیم بیرون اما وقتی برگشتیم دارم براش دارم لباس پوشیدیم و با چو سوار ماشین شدیم چویا از چند دقیقه پیش کلا سرش پایین بود و حرفی نمیزد هوفففف خیلی خجالتیه البته شب باید خجالتشو بزاره کنار 😈 به سمت یه مغازه رفتم که قلاده و وسایل گربه داشت پارک کردم و گفتم
- چویا ،چویا چویا با توعم پیاده شو بریم
+ چ چی اها باشه
-انقدر خجالتی نباش هر چند تو دیگه مال منی هویج کوچولو .
تا اینو گفتم سریع پیاده شد و اخماش رفت تو هم رفتیم تو و هرچی نیاز بود برداشتم و خریدم باورم نمیشه گربه به این کوچیکی داره ورشکستم میکنه 😑😅وسایل هارو گذاشتم تو صندوق و رفتم بستنی خریدم و کلا پولامو تموم کردم 😂 هر چند فردا حقوق میدن پس اشکال نداره ساعت ۹:۳۰ شره بود پس رفتم سمت خونه (کم کم دارید به خواسته کثیفتون نزدیک میشید 😂)
- خب خب رسیدیم پیاده شو
+نمیشه امروزو ول کنی
-نه نه نه
+چرا
-چون دیگه دیگه
+ایششششش
فکر کنم چاره ای ندارم بالاخره که تموم میشه (نه چویا جان تازه غضیه داره شروع میشه 😂)
مثبت ۱۸ شد دوست نداری نیا پایین
ادامش از زبان دازایع
تا رفتیم خونه انداختمش روی تخت و روش ختیمه زدم بوسیدمش و لباسای خودم و خودشو در اوردم بعد چند دقیقه به سینم مشت زد فهمیدم نفس کم اورده اما نمیتونستم از لباش دست بکشم (ای ظالم ) وقتی خواست بیهوش شه ولش کردم و شروع به مارک گذاشتن روی بدنش کردم خیلی دستو پا میزد برای همین رفتم یه پتروس برداشتم و به خوردش دادم
---------------------
---------------------------
.ویو دازای .
فعلا ولش کردم چون باید میرفتیم بیرون اما وقتی برگشتیم دارم براش دارم لباس پوشیدیم و با چو سوار ماشین شدیم چویا از چند دقیقه پیش کلا سرش پایین بود و حرفی نمیزد هوفففف خیلی خجالتیه البته شب باید خجالتشو بزاره کنار 😈 به سمت یه مغازه رفتم که قلاده و وسایل گربه داشت پارک کردم و گفتم
- چویا ،چویا چویا با توعم پیاده شو بریم
+ چ چی اها باشه
-انقدر خجالتی نباش هر چند تو دیگه مال منی هویج کوچولو .
تا اینو گفتم سریع پیاده شد و اخماش رفت تو هم رفتیم تو و هرچی نیاز بود برداشتم و خریدم باورم نمیشه گربه به این کوچیکی داره ورشکستم میکنه 😑😅وسایل هارو گذاشتم تو صندوق و رفتم بستنی خریدم و کلا پولامو تموم کردم 😂 هر چند فردا حقوق میدن پس اشکال نداره ساعت ۹:۳۰ شره بود پس رفتم سمت خونه (کم کم دارید به خواسته کثیفتون نزدیک میشید 😂)
- خب خب رسیدیم پیاده شو
+نمیشه امروزو ول کنی
-نه نه نه
+چرا
-چون دیگه دیگه
+ایششششش
فکر کنم چاره ای ندارم بالاخره که تموم میشه (نه چویا جان تازه غضیه داره شروع میشه 😂)
مثبت ۱۸ شد دوست نداری نیا پایین
ادامش از زبان دازایع
تا رفتیم خونه انداختمش روی تخت و روش ختیمه زدم بوسیدمش و لباسای خودم و خودشو در اوردم بعد چند دقیقه به سینم مشت زد فهمیدم نفس کم اورده اما نمیتونستم از لباش دست بکشم (ای ظالم ) وقتی خواست بیهوش شه ولش کردم و شروع به مارک گذاشتن روی بدنش کردم خیلی دستو پا میزد برای همین رفتم یه پتروس برداشتم و به خوردش دادم
---------------------
- ۹۴
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط